برگردان به زبان ساده
تو شاه مسند حسنی و من گدای کمینم
مرا سعادت آن از کجا که با تو نشینم
هوش مصنوعی: تو در جایگاه بلند و مقامی والایی هستی و من مانند یک گدا در انتظار تو هستم. خوشبختی من را چگونه میتوان یافت وقتی که آرزوی نشستن در کنار تو را دارم؟
چو خاکروبی آن در دریغ داشتی از من
گذار تا خس و خار رهت به دیده بچینم
هوش مصنوعی: اگر از من خواستی که عبور کنی و به خاکروبی آن در توجه کنی، قبل از آن اجازه بده تا خس و خارها را از راهت بردارم و ببینم.
سواره رفتی و سودم جبین به راه تو چندان
که شد نشان سم اسب و ماند نقش جبینم
هوش مصنوعی: تو با ناز و عشوهای به راهت رفتی و من از تو تأثیری در دل گرفتم. نشانههایی از تو بر پیشانیام مانده، گویی رد پای اسب تو بر زمین است.
اساس زهد شکستم ز نام و ننگ برستم
میان به مهر تو بستم کمر مبند به کینم
هوش مصنوعی: به دلیل رهایی از نام و ننگ دنیوی، راه زهد و پرهیزکاری را زیر پا گذاشتم و خود را به مهر تو وابسته کردم. پس هرگز به من کینه نبر که این عشق من به تو، نه بر اساس نفرت است.
به هر کجا گذرم دولت وصال تو جویم
به هر طرف نگرم جلوه جمال تو بینم
هوش مصنوعی: هر جا که بروم، در تلاش برای یافتن خوشبختی و نزدیک شدن به تو هستم و هر طرف که نگاه میکنم، زیبایی تو را میبینم.
بسوخت جان من از گریه های تلخ چه باشد
به خنده ای بنوازی ازان لب شکرینم
هوش مصنوعی: جان من از گریههای تلخ به شدت در سوختگی است. چه فایده دارد اگر تو با لب شیرینت بگویی که من را بخندانی؟
به تیغ بیم مفرما که خیز جامی ازین در
که عمرهاست بر این آستانه بهر همینم
هوش مصنوعی: با ترس از تیغ کسی را نترسان؛ زیرا از این در، جامی بردار که سالهاست برای همین منظور در این مکان منتظرم.