برگردان به زبان ساده
ندارم وقت گل طاقت که بی تو روی گل بینم
همه دامان گل چینند و من دامان ز گل چینم
هوش مصنوعی: من از نظر روحی قادر نیستم با زیباییهای گلها بدون تو مواجه شوم. همه اطرافیانم به جمعآوری گلها مشغولند، اما من خودم به جمعآوری احساسات و یادهایی از تو پرداختهام.
نشسته دوستان در پای گل من هم هوس دارم
که در پای گلی بنشانمت پیش تو بنشینم
هوش مصنوعی: دوستان در کنار گل نشستهاند و من نیز آرزو دارم که در کنار گلی بنشینمت تا پیش تو بنشینم.
همی روبم به مژگان راه تو باشد هواخواهی
پس از خواب اجل زین خاک سازد خشت بالینم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که من با مژگان خود به دنبال راهی برای رسیدن به تو هستم. پس از خواب مرگ، این خاک را برای ساختن بالینی برای خودم آماده میکنم.
زکات حسن خود گویند می بخشی به مسکینان
ببخشا اندکی جانا که من بسیار مسکینم
هوش مصنوعی: میگویند که زیباییات را با بخشیدن به نیازمندان نشان میدهی، اما ای دوست، مقداری از زیباییات را ببخش، زیرا من بسیار نیازمندم.
چو مرغ نیم بسمل می طپم از شوق تیغ تو
خدا را دست رحمت برگشا از بهر تسکینم
هوش مصنوعی: من مانند پرندهای نیمه جان از شوق تیغ تو میلرزم، ای خدا، دست رحمتت را برای تسکین من بگشا.
مرا جز عشق و رسوایی و قلاشی نمی باید
رو ای ناصح تو می باش آنچه می خواهی که من اینم
هوش مصنوعی: من فقط به عشق و رسوایی و شیطنت احتیاج دارم. ای موعظهکننده، تو میتوانی هر چیزی که میخواهی باشی، چون من همینطور هستم.
مگو شرح سرشک خود مکن در هر غزل جامی
کزین خونابه دارد رنگ معنی های رنگینم
هوش مصنوعی: نمیخواهم در هر شعری توضیح دهم که چرا اشکهایم را میزنم. من بیآنکه بگویم، در خاموشی خود رنگ و معناهای زیبایی دارم.