برگردان به زبان ساده
ای بی تو چو غنچه خون درونم
بنگر به سرشک لاله گونم
هوش مصنوعی: ای دوست، بدون تو حالتی همچون غنچه دارم که در درونم پر از درد و خون است. به اشکهایی که مانند لاله میریزد نگاه کن.
زارم مکش این چنین خدا را
هر چند که یافتی زبونم
هوش مصنوعی: ای احساساتم را آزار نده، خدا را به این صورت نابود نکن، هرچند که موفق به تسلط بر زبان من شدی.
زنجیرکشان خیال زلفت
انداخت به ورطه جنونم
هوش مصنوعی: خیال زیبایی موهایت باعث شده که به شدت دچار عشق و جنون شوم.
آنی ست تو را به خوبرویی
آن گشت به عشق رهنمونم
هوش مصنوعی: تو به خاطر زیباییات به من راه عشق را نشان دادی.
هر لحظه چه پرسیم که چونی
هم خود بنگر ببین که چونم
هوش مصنوعی: هر لحظه اگر از تو بپرسم که حال و روزت چگونه است، خودت بهتر نگاه کن و ببین که وضع من چگونه است.
یا لب بگشا بپرس حالم
یا تیغ بکش بریز خونم
هوش مصنوعی: یا از احوال من بپرس و زبانت را باز کن، یا دست به تیغ ببر و خونم را بریز.
هر شب من و آه و ناله جامی
این ست نوای ارغنونم
هوش مصنوعی: هر شب من با اندوه و غم همراه هستم و به خاطر دل آزردگیام، آهنگی شاد و زیبا از دل برمیآورم.