برگردان به زبان ساده
این چنین واله و شیدا که ز عشق تو منم
حاش لله که بود بی تو سر زیستنم
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق تو اینقدر دیوانه و شیدا هستم که اگر نبودنت باشد، دیگر نمیتوانم زندگی کنم.
زارم از هجر تو کو بخت که همراه صبا
خویش را چون خس و خاشاک به کویت فکنم
هوش مصنوعی: من به شدت از جدایی تو رنج میبرم و آرزو میکنم که بخت یار باشد تا همچون علفهای هرز و زباله، خودم را به کوی تو بیفکنم.
تا رسیدی به من آواز سپاه تو گهی
وه چه بودی به سر راه تو بودی وطنم
هوش مصنوعی: وقتی به من رسیدی، صدای لشکر تو را شنیدم، گاهی به یاد تو و گاهی به یاد سرزمینم فکر میکردم.
جان ندانم که دگر جای کجا خواهد ساخت
این چنین کز غم و اندوه تو بگداخت تنم
هوش مصنوعی: نمیدانم که روح من در کدام مکان دیگر ساکن خواهد شد، زیرا بدنم به خاطر غم و اندوه تو به شدت در حال ذوب شدن است.
شد چنان قالبم از ضعف که گر درنگری
هیچ چیزی نشود دیده به جز پیرهنم
هوش مصنوعی: بدن من آنقدر ضعیف شده است که اگر به خودم نگاه کنم، فقط میتوانم پیراهنم را ببینم و هیچ چیز دیگر.
روی در کوی عدم کردهای ای پیک صبا
یادگاری سخنی چند رسان زان دهنم
هوش مصنوعی: ای پیامآور صبح، تو که در خیابان عدم حضور داری، لطفاً چند کلمه از من را به یادگار برسان.
تاری از پیرهنش بهر خدا سوی من آر
تا بدوزند بدان از پس مردن کفنم
هوش مصنوعی: لطفا تکهای از پیراهنش را به خاطر خدا به سوی من بیاورید تا با آن برای بعد از مرگم کفن بدوزند.
من که در زندگی از خیل فراموشانم
چون بمیرم که کند یاد در آن انجمنم
هوش مصنوعی: من که در زندگی، از کسانی هستم که به فراموشی سپرده شدهام، وقتی بمیرم، چه کسی یادم را در آن جمع به یاد خواهد آورد؟
جامیا آنچه من از جام غمش کردم نوش
چه عجب زانکه نباشد خبر از خویشتنم
هوش مصنوعی: شراب غم او را نوشیدم و از آن احساس میکنم که عجیب است که هیچ خبری از خودم ندارم.