برگردان به زبان ساده
زار می نالم و کس نیست که گوید حالم
پیش آن ماه که از دوری او می نالم
هوش مصنوعی: من در حالتی اندوهین و نالهزن هستم، اما هیچکس نیست که حال مرا بفهمد، حتی او که به خاطر دوریاش دلم به درد میآید.
پای هر جا نهد آن سرو کنم روز به چشم
چون شود شب روم و دیده بر آنجا مالم
هوش مصنوعی: هرجا که آن معشوق میرود، من هم روز را با چشم به او مینگرم و وقتی شب میشود، دوباره چشمدوخته به همان سو میروم و آنجا را میجویم.
غنچه گو ناز مکن هر دم و گل نیز که من
بلبل باغ توام وز همه فارغ بالم
هوش مصنوعی: گل نکن ناز و کرشمه، غنچه جان! چرا که من بلبل باغ تو هستم و از هر چیز دیگری بینیازم.
هست هر برگ گلی بی تو مرا داغ دلی
وه که باغ و چمن آتشکده شد امسالم
هوش مصنوعی: هر برگ گلی که دارم، بی تو بر دلم حسرتی بزرگ است و وای بر من که باغ و گلزار به محلی پر از آتش و اندوه تبدیل شده است.
آن دو رخ در نظر از موی میان هیچ مگو
زانکه این نکته دقیق و من مسکین لالم
هوش مصنوعی: دو چهره زیبا را که در نظر دارم، از موهای میان آنها چیزی نگو. زیرا این نکتهای بسیار ظریف است و من، که مسکین هستم، نمیتوانم آن را بیان کنم.
قرعه وصل زدم یار ز رخ پرده فکند
لله الحمد که بس خوب برآمد فالم
هوش مصنوعی: من قرعه وصل را انداختم و یار از پس پرده صورتش را نمایان کرد. سپاس خدا را که پیشگویی من بسیار خوب به وقوع پیوست.
لطف او گفت کمین بنده مایی جامی
رفت بر چرخ برین کوکبه اقبالم
هوش مصنوعی: لطف او باعث شد که من در سایهی او قرار بگیرم و جامی از خوشبختی بر سرم ریخت که نشان از پیروزی و شانس من دارد.