برگردان به زبان ساده
ای که دیدی رخ آن دلبر پیمان شکنم
یا رسیدی به سر کوی بت سیمتنم
هوش مصنوعی: ای کسی که زیبایی آن دلبر بیوفا را دیدی یا به کوچهی معشوقهام رسیدی.
چه شود گر بگذاری که به صدگونه نیاز
چشم تو بوسه زنم در قدمت سرفکنم
هوش مصنوعی: چه اشکالی دارد اگر اجازه بدهی در برابر تو به طرق مختلف ابراز نیاز کنم و به احترام تو سر فرود آورم و بوسهای نثار تو کنم؟
گر مرا زهره آن نیست که بینم رخ او
باری آن چشم که بیند رخ او بوسه زنم
هوش مصنوعی: اگر من قدرت دیدن چهرهاش را نداشته باشم، حداقل آن چشمی که او را میبیند را میبوسم.
ور به کویش نتوانم که برم ره باری
سر بر آن پای که آنجا رسد ایثار کنم
هوش مصنوعی: اگر نتوانم به کوی تو بروم، با تمام وجودم آمادهام تا جانم را فدای پای آن کسی کنم که به آنجا میرسد.
روزم از شب بتر و شب بتر از روز بود
هیچ دشمن به چنین روز مبادا که منم
هوش مصنوعی: روز من از شب بدتر بود و شب هم از روز بدتر. هیچ دشمنی را به چنین روزی نمیبخشم که من در این وضعیت هستم.
ای اجل زودتر شربت مرگی بچشان
تا به کی خون جگر نوشم و جان چند کنم
هوش مصنوعی: ای مرگ، هرچه زودتر مرا به کام خود بکش، زیرا دیگر نمیتوانم این مقدار رنج و سختی را تحمل کنم و مدت بیشتری زنده بمانم.
جامیا بس که کنم درد دل خونین شرح
جای آن دارد اگر خون بچکد از سخنم
هوش مصنوعی: بسیار غمگین و پر از درد هستم و اگر بخواهم درباره احساساتم صحبت کنم، باید جوری بیان کنم که اگر حتی از سخنانم خون بریزد، باز هم جای آن دارد.