برگردان به زبان ساده
بنمای ساعد ز آستین آن دم که خواهی بسملم
چون خواهیم خون ریختن باری به دست آور دلم
هوش مصنوعی: زمانی که میخواهی مرا با شمشیر خود به خون بریزی، دستم را از آستین خارج کن تا نشانت دهم که چقدر دلم برای این کار آماده است.
فارغ دلان را ده فروغ ای شمع مجلس بعد ازین
کین شعله های آه بس شبها چرا محفلم
هوش مصنوعی: ای شمع مجلس، برای دلهای بیغم روشنی ببخش، زیرا این اشک و آه من شبها باعث شده که محفل من از دلسوزی پر شود.
جان مرغ طرف بام تو من می طپم بر خاک ره
عیسی دمی کو تا کند مرغی دگر ز آب و گلم
هوش مصنوعی: جان من همچون پرندهای در بام تو بیش از حد شوق و هیجان دارد و در دل خاک، به یاد عیسا، در انتظار دمی هستم که شاید پرندهای دیگر از گل و آب زنده شود.
تو بار ره بستی و دل خود را ز طرف محملت
ناله کنان آویخته یعنی درای محملم
هوش مصنوعی: تو بار سفر را برداشتی و دل خود را با ناله به طرف محمل آویختهای، یعنی آمادهام که تا تو را همراهی کنم.
عمریست بیمار توام در کشتنم تعجیل کن
زیرا که غیر از تیغ تو نبود شفای عاجلم
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که به عشق تو دچار بیماریام و در بهبود یافتن من عجله کن، زیرا جز شمشیر تو راه نجاتی برای من وجود ندارد.
چشمت به انبازی لب نقد دل از من می برد
آن در کمین بنشسته خوش وین کرده افسون غافلم
هوش مصنوعی: چشمانت مانند بازیگرانی است که دل من را با خود میبرد، در حالی که آن کسی که به من نزدیک است و در کمین نشسته، با زیباییاش مرا فریب میدهد و غافلگیرم میکند.
گفتی که جامی بگسل از فتراک من دست هوس
گر رشته جان بگسلد من دست از آنجا نگسلم
هوش مصنوعی: گفتی که اگر از بند تو جدا شوم، دلم به دنبال خواستههایم خواهد رفت. اما من هرگز از آنجا دست نخواهم کشید.