برگردان به زبان ساده
به ناخن سینه خود می خراشم
ز دل جز حرف عشقت می تراشم
هوش مصنوعی: با ناخن به سینهام میزنم و از دل فقط حرف عشق تو را بیرون میآورم.
بسی گمنام تر بودم ز ذره
بدینسان مهر رویت ساخت فاشم
هوش مصنوعی: قبل از اینکه با چهره تو آشنا شوم، در بسیاری از جوانب زندگیام ناشناخته و گمنام بودم. اما محبت و زیبایی تو موجب شد که من به طور آشکار خودم را بشناسم و بهتر دیده شوم.
نباشد عیش من جز یاد آن روی
ببین ای پندگو حسن معاشم
هوش مصنوعی: لذتی برای من وجود ندارد جز یادآوری آن چهره. ای کسی که نصیحت میکنی، زیبایی زندگی من در خاطر همان چهره است.
دو عالم گفتی ارزد ژنده فقر
چنین ارزان منه نرخ قماشم
هوش مصنوعی: دو دنیا به یکدیگر گفتند که فقر و تنگدستی ارزش ندارد و نباید قیمت کار من را پایین آورد.
ز دیده کرده ام پر دامن از در
بیا تا در قدم های تو پاشم
هوش مصنوعی: از دیدهام که با دامن پربرکتت از در داخل شو. بیایید تا در مسیر قدمهایتان، گل و گلاب بریزم.
فتد در ساکنان سدره هر صبح
خروش از ناله های دل خراشم
هوش مصنوعی: هر صبح صدای نالههای قلبم به ساکنان درخت سدر میرسد و آنها را به هیجان میآورد.
مرا گفتی سگ من باش جامی
سگ تو گر نباشم پس چه باشم
هوش مصنوعی: تو به من گفتی که مانند یک سگ به تو وفادار باشم، اما اگر من غیر از آن نباشم، پس چه جایگاهی دارم؟