برگردان به زبان ساده
من غایبانه عاشق آن روی مهوشم
بی منت نظر به خیالی ازو خوشم
هوش مصنوعی: من به طور پنهانی عاشق آن چهره زیبا هستم و بدون هیچ انتظار و خواهشی، از دیدن یک خیال خوش از او لذت میبرم.
شد شوق تو فزون به تماشای سرو و گل
بالا گرفت ازین خس و خاشاک آتشم
هوش مصنوعی: علاقه و اشتیاق به زیباییهای تو، مانند زیبایی سرو و گل، در من اوج گرفته و از این دنیای ناچیز و بیارزش دور شدم.
غش می کنم به یاد لب لعل دلکشت
از جام دور می نرسد باده بی غشم
هوش مصنوعی: به یاد لب زیبای محبوبم دلم غش میرود، اما از دور بودن بادهای که من بدون عشق نوشیدهام، خبری نمیرسد.
وصلت به هیچ نقش میسر نشد مرا
صد بار چهره گرچه به خون شد منقشم
هوش مصنوعی: به هیچ شکلی نتوانستم به وصال تو دست یابم، حتی اگر صد بار چهرهام به خون آغشته شود.
چشم امل به چشمه کوثر چرا نهم
از جام نیم خورد تو گر جرعه ای چشم
هوش مصنوعی: چرا باید منتظر خوشی و نعمتهای بزرگ باشم در حالی که خودم نمیتوانم از کمترین نعمتها بهرهمند شوم؟ اگر حتی یک جرعه از چشمه کوثر به من برسد، کافی است.
جامی ز زر و گوهر اگر جیب من تهی ست
حاشا که فکر بیهده دارد مشوشم
هوش مصنوعی: اگرچه جیب من خالی است و از زر و جواهر بیبهرهام، اما هیچگاه فکر بیهودهای در سر ندارم که مرا نگران کند.
این بس مرا که شد صدف در شاهوار
گوش زمانه از گهر نظم دلکشم
هوش مصنوعی: این برای من کافی است که مانند یک صدف، زیباییهای دلانگیزم را در گوش زمانه پنهان کردهام.