برگردان به زبان ساده
تند می راندی و می سوخت سراپای وجودم
که به زیر سم اسب تو چرا خاک نبودم
هوش مصنوعی: تو با شتاب میراندي و مرا به شدت میسوزاندی، اما من چرا به جایی نرسیدم که زیر پاهای اسبت نامم ثبت شود؟
به جفا دور مکن روی من از خاک ره خود
کین همان روست که صد ره به کف پای تو سودم
هوش مصنوعی: به من محبت کن و مرا از خود دور نکن، چونکه همین روی توست که برای من ارزشمند است و به همین خاطر بارها و بارها به دنبال تو آمدهام.
زیر لب دی سخنی گفت به من از پس عمری
بخت بد بین که ز بس بی خودی آن هم نشنودم
هوش مصنوعی: در زیر لب، حرفی را به من گفت که بعد از سالها بدشانسی و ناکامی، آنقدر در خواب و خیال بودم که حتی نتوانستم آن را بشنوم.
خاستم از سر جان بر سر کوی تو نشستم
کاستم از دل و دین در غم عشق تو فزودم
هوش مصنوعی: از جان و دل برخواستم و به کوی تو رفتم. با وجود غم عشق تو، ایمان و دل را از دست ندادم و بیشتر شدم.
تو به تو گرچه درونم همه خون بست چو غنچه
به شکایت ز تو با هیچ کسی لب نگشودم
هوش مصنوعی: با اینکه درون من پر از درد و رنج است، مثل گل شکفتهام که از تو شکایت کند، اما به کسی چیزی نگفتم.
روی خوبت فکند عکس به هر سوکه کنم رو
تا ز آیینه دل صورت اغیار زدودم
هوش مصنوعی: روی زیبای تو در هر طرفی بازتاب مییابد، هر کجا که روی کنم، تا از دل خود چهره ی دیگران را پاک کنم.
دوش جامی چو شد از جام غمت ساقی رندان
من به آه سحری نغمه شوق تو سرودم
هوش مصنوعی: دیشب وقتی که از جام غم تو نوشیدم، دوستانم را به یاد تو دعوت کردم و با آهی در دل، آهنگ شوق تو را خواندم.