برگردان به زبان ساده
معاذالله ازان شبها که بود از حد برون دردم
تو با اغیار می خوردی می و من خون همی خوردم
هوش مصنوعی: خدا نکند که دوباره آن شبها را تجربه کنم که در آن زمان، تو با دیگران مشغول نوشیدن میبود و من در تنهایی و درد، تنها از دل خود برمیآوردم و غم و خون جگر میخوردم.
به روی این و آن هر دم چو ساغر می زدی خنده
من از غم چون صراحی گریه خونین همی کردم
هوش مصنوعی: هر لحظه به روی این و آن میخندیدی و شادی میکردی، اما من از غم، مانند صراحی، اشکهای خونین میریختم.
پری را چون روا باشد که گردد دیو هم زانو
من بیدل ز غم های چنین دیوانه می گردم
هوش مصنوعی: اگرچه پری زیباست و شایسته است که در کنار من باشد، اما گاه احساس میکنم که دیوانگی و غمهای سنگین به من اجازه نمیدهد به آرامش برسم و همچنان در رنج و اندوه غوطهورم.
نسوزی این چنین در حسرتم گر شمه ای دانی
ز جان غصه فرسود و دل اندوه پروردم
هوش مصنوعی: اگر کمی از درد نهفته در دل و غمهای کشیدهام باخبر باشی، چنین داغ نمیکشی و نمیسوزی در آتش حسرت من.
چو جان و دل عزیزی با گرفتاران مکن خواری
چو شاخ گل لطیفی برحذر باش از دم سردم
هوش مصنوعی: ای عزیز، همچون جان و دل خود با افرادی که در سختی هستند، بیاحترامی نکن. همچون شاخهای نرم و لطیف از گل، مراقب باش که در برابر سردیها و خشمها قرار نگیری.
به گوشت آید از هر ذره من ناله و آهی
پس از مردن برت گر آورد باد صبا گردم
هوش مصنوعی: از هر ذرهای که در اطرافم وجود دارد، صداهای ناله و آهی به گوش میرسد. اگر باد صبا تو را به من بازگرداند، پس از مرگم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
به بزم عیش تا از جام شوقم جرعه ای دادی
به قلاشی و میخواری چو جامی سربرآوردم
هوش مصنوعی: در میهمانی شادمانی، وقتی جرعه ای از شوق به من نوشاندی، من نیز با مستی و سرخوشی از جامی سر برآوردم.