برگردان به زبان ساده
دوستان چند کنم ناله ز بیماری دل
کس گرفتار مبادا به گرفتاری دل
هوش مصنوعی: دوستان، چقدر ناله کنم از درد دل؟ هیچکس را نمیخواهم که به این درد و رنج دچار شود.
ای که بر زاری دل می کنی انکار بیا
گوش بر سینه من نه بشنو زاری دل
هوش مصنوعی: ای کسی که به درد و رنج دل من بیتوجهی میکنی، بیا و به صداهای دل من گوش کن تا بشنوی چگونه زار میزنم.
کوی تو منزل دلهاست کسی چون گذرد
که نیاید به زمین پای ز بسیاری دل
هوش مصنوعی: محل تو جایی است که دلها در آن جا دارند. اگر کسی از آنجا بگذرد، نمیتواند به زمین پا بگذارد، زیرا از محبت و احساسات دلهای بسیاری پر شده است.
مدت هجر ز حد می گذرد صبر کجاست
که درین واقعه صعب کند یاری دل
هوش مصنوعی: مدت دوری بسیار طولانی شده است. صبر کجاست وقتی که در این شرایط سخت، دل به یاری نیاز دارد؟
خوانده ام قصه عشاق بسی نیست در آن
جز جفاکاری دلدار و وفاداری دل
هوش مصنوعی: در داستانهای عاشقانهای که خواندهام، بیشتر از هر چیز دیگر شاهد ستمگری محبوب و وفاداری دلباختگان هستیم.
گر به وصلت نرسم درد طلب نیز خوش است
نیست مطلوب جز اینم ز طلبکاری دل
هوش مصنوعی: اگر به وصالت نرسم، حتی درد و رنج طلب هم برایم لذتبخش است. هیچ چیز جز این احساس طلب از دل، برایم خواستنی نیست.
عمرها شد که دل جامی ازین غم خون است
که کند با تو دمی شرح جگرخواری دل
هوش مصنوعی: این سالها، دل من از غم و درد به مانند جامی پر از خون است. آرزو دارم که لحظهای با تو بنشینم و از زخمهای دل و رنجهای درونم بگویم.