برگردان به زبان ساده
دیدم تو را و رفت ز دست اختیار دل
آری ز دست دیده خراب است کار دل
هوش مصنوعی: دیدن تو باعث شد که دیگر نتوانم بر دل خود تسلط داشته باشم؛ زیرا چشمم به تو افتاد و حالا دل من به هم ریخته است.
هر نخل آرزو که نشاندم ز قد تو
در باغ جان نداد بری غیر بار دل
هوش مصنوعی: هر نخل آرزو که برای تو در باغ وجودم کاشتم، هیچکس جز تو بار دل را به دوش نمیکشد.
ترکی ست چشم مست تو کز ابرو و مژه
تیر و کمان کشیده به قصد شکار دل
هوش مصنوعی: چشم زیبا و مست تو همانند کمان و تیر است که از ابرو و مژهات کشیده شده تا دلها را هدف بگیرد و شکار کند.
دل سوخت ز آتش غم و پیکان به سینه ماند
هم یادگار تیر تو هم یادگار دل
هوش مصنوعی: قلبم از درد و غم سوخت و تیر تو در سینهام ماند، که هم نشان تیر توست و هم یادآور دل من.
دل دادمت که گر بودش بی قراریی
از جور روزگار شوی غمگسار دل
هوش مصنوعی: دل خود را به تو دادم تا اگر از سختیهای زندگی دلتنگ شدی، تسلیبخش دل من باشی.
تو غمگسار ناشده بردی قرار ازو
با تو چنین نبود ز اول قرار دل
هوش مصنوعی: تو که نتوانستی مونس دل من شوی، حالا آرامشی از من گرفتهای، اینطور که از ابتدا با دل من رفتار کردی، نبوده است.
جامی به پرده دل خود ساخت جای تو
یعنی درون پرده تویی رازدار دل
هوش مصنوعی: در دل خود جایی برای تو ساختهام، به گونهای که در پشت پرده، رازهای قلب من فقط متعلق به توست.