برگردان به زبان ساده
می رسی خندان و می گویی به پایم چشم مال
چشم می مالم مباد این خواب باشد یا خیال
هوش مصنوعی: تو با لبخند به من میرسی و به من میگویی که چشمانم را به پای تو میمالم. آرزو دارم این لحظه خواب یا خیال نباشد.
از هلال هجر تو شد چشم خونبارم چو جوی
بر لب این جو دمی بنشین پی دفع ملال
هوش مصنوعی: چشم من از دوری تو پر از اشک شده است، مانند جویباری که در کنارهاش نشستهام. لحظهای در کنارم بمان تا غم و اندوهم را دور کنی.
پیش رویت خط لب گویی ز تاب آفتاب
سبزپوشان پا فرو کردند در آب زلال
هوش مصنوعی: در مقابل چشمانت، خط لب مانند تابش آفتاب، سبزپوشان را مینمایاند که پاهاشان را در آب زلال فرود آوردهاند.
کرده ام در ره نشان پای تو محو از سجود
سر نمی یارم بر آوردن دگر زین انفعال
هوش مصنوعی: من در مسیر عشق تو، چنان غرق در عبادت و خضوع هستم که نمیتوانم سر برگردانم و از این حالت کنارهگیری کنم.
چون شوم از حرف سودای تو خالی کان دو زلف
نقش بسته در سواد دیده من چون دو دال
هوش مصنوعی: وقتی از فکر و خیال تو بیرون بروم، گویی این دو زلف که به طور زیبا بر چشمانم نقش بستهاند، همواره در ذهنم باقی خواهند ماند.
شمع مجلس خواست دوش آتش زدن پروانه را
ساخت آتش گیره آن شعله مسکین پر و بال
هوش مصنوعی: دیشب شمع مجلس تصمیم گرفت پروانه را بسوزاند و این پروانه معصوم، به خاطر این شعله، تمام تلاشش را کرد.
جامی از شیرین لبان دارد سوال بوسه ای
لعل نوشین تو می داند جواب این سوال
هوش مصنوعی: جامی که در دست دارد، از لبان شیرین تو پر شده است و از تو میخواهد دلیلی برای بوسهای با طعم لعل تو را به او بدهی. خود تو پاسخ این سوال را میدانی.