برگردان به زبان ساده
برون آی از نقاب غنچه ای گل
که از شوق جمالت سوخت بلبل
هوش مصنوعی: از پنهانیتی که به خود گرفتهای بیرون بیا، ای گل! چرا که بلبل به خاطر زیبایی تو، تمام وجودش را در آتش شوق تو سوزانده است.
چو گردد موعد دیدار نزدیک
نیاید دیگر از عاشق تحمل
هوش مصنوعی: زمانی که وقت ملاقات فرا میرسد، دیگر از عشقورزی و صبر عاشق خبری نخواهد بود.
به گشت باغ رفتم تا برآیم
دمی چون لاله خوش با ساغر مل
هوش مصنوعی: به باغ رفتم تا لحظهای خوش مانند لالهها داشته باشم و مشغول نوشیدن شدم.
مرا شوق تو گریانید چندان
که شد پر خون ز اشکم دامن گل
هوش مصنوعی: شوق و longing تو به قدری در من تأثیر گذاشت که اشکهایم آنقدر ریختند که دامن گل را پر از خون کردند.
ز بس نالیدم از فریاد مرغان
در اطراف چمن افتاد غلغل
هوش مصنوعی: به خاطر نالههای زیاد من از صدای پرندگان در اطراف چمن، صدای غلغله و شورو-shور به گوش میرسد.
جدا زان سرو قد و سنبل زلف
ندیدم قد سرو و زلف سنبل
هوش مصنوعی: من هیچگاه قد بلندی مانند سرو و زیبایی زلفی چون سنبل را ندیدم.
چو مطرب لب ببست از نظم جامی
برآمد از صراحی بانگ قلقل
هوش مصنوعی: وقتی که نوازنده سکوت کرد، صدای جویبار از درون ظرفی به گوش رسید.