برگردان به زبان ساده
حق آفتاب و جهان همچو سایه است ای دل
اما رایت الی الرب کیف مد الظل
هوش مصنوعی: ای دل، حق واقعی مانند خورشید است و جهان مانند سایهای بر آن. اما چگونه میتوان به خداوند پناه برد، در حالی که سایهها در این دنیا وجود دارند؟
وجود سایه و خورشید فی الحقیقه یکی ست
اگرچه پیش خرد باشد این سخن مشکل
هوش مصنوعی: وجود سایه و خورشید در حقیقت یک حقیقت واحد است، هرچند برای عقل و خرد این موضوع دشوار و پیچیده به نظر میرسد.
لقب نهند بلی آفتاب را سایه
چو از صرافت اشراق خود شود نازل
هوش مصنوعی: وقتی خورشید به زمین میآید و نورش به ما میرسد، سایهای از آن به وجود میآید. این سایه نشاندهندهٔ عظمت و درخشش خورشید است که به ما نزدیک میشود.
حکیم ضؤ دویم گفت سایه را هشدار
مباش همچو وی از مغز این سخن غافل
هوش مصنوعی: حکیم دوم گفت که باید مراقب سایه باشی و از این موضوع غافل نشوی، همانطور که او از عمق این سخن غافل است.
فروغ مهر به روی زمین بود سایه
میانشان چو شود فی المثل کسی حایل
هوش مصنوعی: خلوص عشق و محبت مانند نوری است که بر زمین میتابد و اگر کسی میان دو عشق قرار گیرد، مانند سایهای است که وجودش مانع از درخشش کامل آن نور میشود.
وجود قابل شرط کمال اسمائی ست
وگرنه ذات نباشد به غیر مستکمل
هوش مصنوعی: وجودی که میتواند به کمال برسد، وابسته به نامها و صفات خداوند است، وگرنه ذات حقیقی هیچگاه بدون کمال نمیتواند باشد.
قبول و فعل دو وصفند ناشی از ذاتی
که هست جمله شئون و صفات را شامل
هوش مصنوعی: قبول و فعل دو ویژگی هستند که از ذات چیزی ناشی میشوند و شامل تمام جنبهها و صفات آن میباشند.
ز روی کثرت باطن که ممکنش لقب است
بود همیشه قبول و تاثرش حاصل
هوش مصنوعی: به خاطر داشتن باطن زیاد، ممکن است که کسی لقب بگیرد. این موضوع موجب میشود که همیشه تأثیر و پذیرش او وجود داشته باشد.
ز روی وحدت ظاهر که واجبش صفت است
بود هماره در اعیان مؤثر و فاعل
هوش مصنوعی: از نظر وجودی و حقیقت واحد، آنچه که لازم است (صفاتش) همیشه در تمام اشیاء تأثیرگذار و عامل وجود دارد.
خداست در دو جهان هست جاودان جامی
وما سواه خیال مزخرف باطل
هوش مصنوعی: خداوند در دو جهان وجود دارد و جاودانه است، در حالیکه مابقی چیزها تنها تخیلی بیمحتوا و بیارزش هستند.