برگردان به زبان ساده
زهی اشک من و لعل تو یکرنگ
ز تو اندوه من با کوه همسنگ
هوش مصنوعی: اشک من به زیبایی لعل توست و هر دو یکرنگ هستند. اندوه من به اندازه کوه سنگین و بزرگ است.
مرا درج گهر این بس که دارم
ز پیکان های تو بر سینه تنگ
هوش مصنوعی: من به خاطر تیرهای تو که بر سینهام نشسته، از گوهرهایی که دارم، راضی هستم.
ز تیغت چهره مقصود پیداست
مباد از خون بی دردان بر آن رنگ
هوش مصنوعی: از تیغ تو چهره هدف معلوم است، اما مواظب باش که رنگ این هدف به خون دردناکان آلوده نشود.
حذر زان چشم و مژگان تا کی ای دل
دلیران چون گریزند از صف جنگ
هوش مصنوعی: ای دل شجاع، تا چه زمانی باید از آن چشم و مژگان دوری کنی، چرا که مانند رزمندگان که از میدان جنگ میگریزند، باید از آنها بگریزی.
قدم خم شد چو چنگ و دارم امید
که آرم تاری از زلف تو در چنگ
هوش مصنوعی: وقتیکه قدمهایم نرم و خمیده میشود، امید دارم که بتوانم تاری از موهایت را در چنگ خود بگیرم.
رقیب از کشتن من ننگ دارد
به یک تیغم خلاصی ده ازین ننگ
هوش مصنوعی: رقیب از این که مرا به راحتی بکشد خجالت میکشد، بنابراین مرا با یک ضربه نجات بده و این شرم را از او دور کن.
به آن قامت خوش است آهنگ جامی
بنامیزد زهی مرغ خوش آهنگ
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی یک دختر و صدای دلنشین پرندهای اشاره دارد. شاعر از آهنگ زیبایی که این پرنده میخواند و اثر خوشایندی که بر روی او دارد، صحبت میکند. بدن زیبا و قامت دختر نیز به این زیبایی افزوده است.