برگردان به زبان ساده
من که مهر عارضت می ورزم از صبح ازل
نگسلم از زلف تو پیوند تا شام اجل
هوش مصنوعی: من از آغاز خلقت عشق تو را در دل دارم و هرگز پیوند خود را با زلف تو نخواهم برید تا زمانی که عمرم به پایان برسد.
گر به دست باد نبود حل و عقد زلف تو
کی شود سوداییان عشق را یک عقده حل
هوش مصنوعی: اگر باد نبود و زلف تو را به هم نمیریخت، چگونه میتوانستند عاشقان به آرامش و درمانی برسند؟
شد رقیب آواره و جایش سگ کویت گرفت
بی دلان را خاست از جان نعره نعم البدل
هوش مصنوعی: رقیب بیخانمان شده و جای او را سگی گرفته است. بیدلها از عمق جان خود فریاد میزنند که جایگزینی بهتر از او پیدا شده است.
محتسب قول و عمل را ناروا گوید ولی
نیست مطرب را روا قطعا به قول او عمل
هوش مصنوعی: محتسب به حرف و رفتار انسانها اعتراض میکند اما درباره مطرب، نظر او این است که حرفش تنها یک ادعاست و از آن پیروی نمیکند.
در دلم زینسان که محکم شد اساس عشق تو
کی به طوفان غم و سیل بلا یابد خلل
هوش مصنوعی: وقتی عشق تو در دلم به این قوت ریشه دوانده، دیگر هیچ طوفان غم و بلای روزگار نمیتواند آن را متزلزل کند.
دل محل توست تا گم شد به جست و جوی او
بر درت هر چند می جویم نمی یابم محل
هوش مصنوعی: دل انسان، مکان توست. هر چقدر هم که برای پیدا کردن آن تلاش کنم و به در خانهات بیایم، نمیتوانم آن را پیدا کنم.
هست در وصف رخت از گفته جامی مدام
گلرخان را غنچه سان رنگین ورقها در بغل
هوش مصنوعی: در توصیف زیبایی تو، سخنان شاعر همیشه جاری است. چهرهات مانند گل، رنگین و دلرباست و برگهای رنگارنگ در بغل دارند.