برگردان به زبان ساده
دل خون و جان فگار و جگرریش و سینه چاک
هم خود بگوی چون نکشم آه دردناک
هوش مصنوعی: دل غمگین و جان خسته و جگر دریده و سینه شکسته دارم. خودم میدانم که چطور میتوانم آهِ دردناکی بکشم.
بیمار پرسیی بکن ای یار مهربان
کافتاده ام ز هجر تو در بستر هلاک
هوش مصنوعی: ای دوست نیکوکار، از حال من خبر بگیر؛ من به خاطر دوری تو به شدت بیمار شدهام و در وضعیت وخیمی به سر میبرم.
آلوده کرد دامنم از خون دل سرشک
واحسرتا که خاصیت این داد عشق پاک
هوش مصنوعی: دستهای من از غم و درد پر شده است، و افسوس که عشق واقعی اینطور باعث آزار و رنج من شده است.
عطر کفن ز خاک درت کردم آرزو
آخر ببین که می برم این آرزو به خاک
هوش مصنوعی: بوی خاک قبر تو را به یاد دارم و آرزویم این است که ببینم چگونه این آرزو به حقیقت میپیوندد و به خاک میسپارمش.
بویت شنید غنچه و گل هم که می کند
این جامه پاره پاره و آن خرقه چاک چاک
هوش مصنوعی: بوی تو را که میشنوند، غنچه و گل نیز تحت تأثیر قرار میگیرند و این باعث میشود که لباسها و پوششهای آنها در هم شکسته و پاره شوند.
گر پر شود جهان همه از ماه منظران
والله لست انظر طوعا الی سواک
هوش مصنوعی: اگر همه جای دنیا پر از چهرههای زیبا باشد، به خدا قسم نمیتوانم به کسی جز تو نگاه کنم.
گفتم که جامی از غم عشق تو مرد گفت
گر همچو او هزار بمیرد مرا چه باک
هوش مصنوعی: گفتم که اگر به خاطر عشق تو از غم بمیریم، او گفت که اگر حتی هزار نفر مانند او بمیرند، برای من اهمیتی ندارد.