برگردان به زبان ساده
چو جزو لایتجزاست آن دهان بی شک
چگونه جان منش گشت جزو لاینفک
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است که آن دهانِ بینقص، جزئی از وجود من باشد در حالی که من به اصل خودم متصل هستم و هیچچیز نمیتواند مرا از آن جدا کند؟
تهی ست سبحه زاهد ز گوهر اخلاص
هزار بار من آن را شمرده ام یک یک
هوش مصنوعی: سبحه زاهد از جواهر اخلاص خالی است و من بارها آن را یک به یک شمردهام.
به تیغ حادثه گردون کجا تواند کرد
نهان ز نامه عشقت حکایت ما حک
هوش مصنوعی: به خاطر حوادث و مشکلات زندگی، چگونه میتوان داستان عشق ما را که در نامهات نوشته شده است، پنهان کرد؟
من آن نیم که شوم تارک سجود درت
گرم رسد به مثل از تو تیغ بر تارک
هوش مصنوعی: من فردی نیستم که در برابر تو سر به سجده بگذارم، بلکه هنگامی که خشم تو به من برسد، مانند تیغی بلا نسبت به دیگران بر سرم فرود میآید.
غمت مباد ترشح کند ز سینه چاک
ز غمزه کاش به هم دوزیش به یک ناوک
هوش مصنوعی: غم تو باعث نشود که قلبم پاره پاره شود، ای کاش چشمانت با یک تیر به هم گره بخورند.
دبیر صنع نوشته ست گرد عارض تو
به مشک ناب که الحسن و الملاحة لک
هوش مصنوعی: نویسندهی زیباییها، چهرهی تو را با مشک خالص توصیف کرده است، که تو به راستی نمونهی زیبایی و لطافت هستی.
بشوی دل ز قوانین عقل و دین جامی
که سر عشق بدینها نمی شود مدرک
هوش مصنوعی: دل را از محدودیتهای عقل و دین رها کن و از شراب عشق بنوش، زیرا این عشق درک و تفسیر نمیشود.