برگردان به زبان ساده
دل من که بس مبتلا بینمش
ازان شوخ در صد بلا بینمش
هوش مصنوعی: دل من که به خاطر آن معشوق زود رنج و بازیگوش، پر از مصیبت و درد است، به خاطر آن شیطنت او، صدها مشکل و سختی را متحمل میشود.
دل از وی نگه داشتن مشکل است
که شکلی عجب دلربا بینمش
هوش مصنوعی: نگاه کردن به او برایم سخت است، زیرا زیبایی شگفتانگیزی را در او میبینم که دل را میرباید.
رقیبانم از وی جدا ساختند
خدایا کز ایشان جدا بینمش
هوش مصنوعی: خدایا، رقیبانم مرا از او جدا کردهاند، کاش بتوانم از آنها دور شوم و او را ببینم.
شب تیره هر کس به فکری و من
در آن غم که فردا کجا بینمش
هوش مصنوعی: در تاریکی شب، هر کسی به فکر و خیالی مشغول است، اما من در غم این هستم که فردا او را کجا ببینم.
خوش آن مه که یک ذره خرسندیم
نباشد اگر سالها بینمش
هوش مصنوعی: خوشا به حال آنماه که اگر حتی یک ذره از او راضی باشم، مهم نیست که سالها او را ببینم یا نه.
به ره چند سایم رخ آیا بود
که روزی بر آن پشت پا بینمش
هوش مصنوعی: آیا ممکن است روزی به کسی که با او در راه هستم، پشیمان و به او پشت پا بزنم؟
ازان گشت بیگانه جامی ز خویش
که با درد عشق آشنا بینمش
هوش مصنوعی: به خاطر آشنایی با درد عشق، خود را از دیگران جدا میدانم.