برگردان به زبان ساده
شوخی که تاجداران بوسند خاک راهش
سوی چو من گدایی مشکل فتد نگاهش
هوش مصنوعی: برخی از افراد با مقام و ثروت، حتی خاکی را که زیر پای یک گدا میافتد، میبوسند، اما برای من که در جایگاه گدایی هستم، دشوار است که حتی نگاه او را دریافت کنم.
من کیستم که خواهم پهلوی او نشینم
این بس مرا که بینم از دور گاه گاهش
هوش مصنوعی: من چه کسی هستم که بخواهم در کنار او بنشینم؟ همین که از دور او را میبینم، برایم کافی است.
فرسوده قالب من همواره خاک بادا
بر هر زمین که باشد آمد شد سپاهش
هوش مصنوعی: بدن من همیشه فرسوده و کهنه است و به سرنوشت خاک دچار خواهد شد، چه در هر زمینی که قرار گیرد و چه در هر موقعیتی که پیش آید.
هر کس به مهر آن خط میرد رسد به محشر
صد گونه سرخرویی از نامه سیاهش
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر عشق و محبت به آن شخصی که خط (محبت) او را جذب کرده است، جان بسپارد، در روز قیامت با چهرهای درخشان و نورانی میآید، در حالی که نامه عملش را در دستانش دارد.
در گلستان خوبی برگ وفا مجویید
کز خون بی گناهان پرورده شد گیاهش
هوش مصنوعی: در فضای سرسبز و زیبا به دنبال وفا نباشید، زیرا این گیاه از خون افراد بیگناه روییده است.
من داد خود چه خواهم زان مه که نیست هرگز
چون پادشاه ظالم پروای دادخواهش
هوش مصنوعی: من از آن ماهی که هیچگاه مانند پادشاه ظالم، به دادخواهی اهمیت نمیدهد، چه توقعی میتوانم داشته باشم؟
جامی ز کوی هستی بربست رخت گویی
کز هیچ سو نیاید دیگر فغان و آهش
هوش مصنوعی: ردپایی از زندگی و هستی در اینجا نیست، گویی که از سرگردانی و غم خبری نیست و دیگر هیچ صدای ناله و فریادی به گوش نمیرسد.