برگردان به زبان ساده
سر من کاش بودی خاک راهش
مگر گشتی لگدکوب سپاهش
هوش مصنوعی: ای کاش من خاکی بودم در راه آن، تا حتی پا بر روی من بگذارند و به سپاهش برسم.
به جان دادن اگر کردیم تقصیر
کنون هستیم از جان عذرخواهش
هوش مصنوعی: اگر در گذشته جانفشانی کردیم و خطاهایی داشتیم، اکنون از شما بخاطر جانم عذرخواهی میکنیم.
شبم شد روشن از رویش بدانسان
که روزم تیره از زلف سیاهش
هوش مصنوعی: در شب به خاطر چهرهاش روشنایی میبینم، اما روز به خاطر موهای سیاهش، دلم تیره و گرفته است.
به شکل او هلاک خویش خواهم
رقیبا برشکن طرف کلاهش
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی و جذابیتی که در او هست، خود را نابود میکنم و با تمام وجودم به او عشق میورزم، حتی اگر برای این کار نیاز باشد کلاهم را به کنار بیندازم.
منه بر زاهد ای دل تهمت عشق
که می بینم ازینها بی گناهش
هوش مصنوعی: بر زاهد، ای دل، تهمت عشق نزن؛ زیرا میبینم که او از این کارها بیگناه است.
هنوز از باده شب سرگران است
وگرنه چیست خواب چاشتگاهش
هوش مصنوعی: او هنوز از نوشیدن شراب شب مست و بیخبر است، وگرنه چه دلیلی دارد که در وقت صبح هنوز خواب باشد.
چه شد گر کرد جامی دعوی عشق
دو چشم خون فشان اینک گواهش
هوش مصنوعی: چه اشکالی دارد اگر کسی با محبت در دلش ادعای عشق کند؟ اکنون این دو چشم که پر از اشک است، گواهی بر عشق او میدهند.