برگردان به زبان ساده
رخت کز خط مشکین شد مزین صفحه سیمش
همانا در جفاکاری نوشتی لوح تعلیمش
هوش مصنوعی: لباس ترمهای که به رنگ سیاه است بر روی صفحه نقرهایاش زیبایی خاصی دارد. این زیبایی نشاندهندهی سختی و جفاهایی است که بر او رفته و به نوعی درسهایی را که آموختهاست، روی آن نوشتهاند.
فتاد اندر کشاکش دل ز چشم و ابروی شوخت
به تیغ غمزه کن جانا میان هر دو تقسیمش
هوش مصنوعی: دل در حوادث و کشمکشها به خاطر زیباییهای چشم و ابروی کسی دچار تردید و سردرگمی شده است. ای محبوب، به طوری که با ایکس میکنی، او را بین این دو عشقت تقسیم کن تا همچنان در این دوگانگی باقی بماند.
متاع جان همی خواهی ز من گر خود نمی آیی
فرست از لب سلامی تا کنم فی الحال تسلیمش
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از من چیز گرانبهایی بگیری، پس خودت به حضور نیایی، دستکم سلامی بفرست تا من سریعاً تسلیم درخواستت شوم.
منجم حکم فتح الباب اشک ما رقم می زد
روان شد سیل خون از جوی جدول های تقویمش
هوش مصنوعی: منجم با حکم خود به ما میگوید که درهای شادی را باز کنیم، اما اشکهای ما بهقدری فراوان است که شبیه سیلاب خون از جویهای تقویم سرازیر میشود.
کمر گرد میانت گر شود چون میم خود حلقه
بود آن حلقه در تنگی فزون از حلقه میمش
هوش مصنوعی: اگر کمر تو به حالت گرد در آید، مانند حرف "میم" خواهد بود و آن حلقهای که در مرکز کمر تو ایجاد میشود، به مراتب تنگتر از دایرهی میم است.
لبت مهر سلیمان است و بر وی اسم اعظم خط
اجازت ده خدا را تا ببوسم بهر تعظیمش
هوش مصنوعی: لبهای تو مانند مهر سلیمان است و بر آنها نام بزرگ و پرقدرتی نوشته شده است. اجازه بده تا به نشانهی احترام آنها را ببوسم.
نهادی پا به کوی عاشقی جامی ز سر بگذر
نه مرد معرکه ست آن کس که از کشتن بود بیمش
هوش مصنوعی: به عشق و محبت پا بگذار و از تمام دلبستگیها عبور کن، زیرا کسی که از خطر و مشکلات عشق میترسد، در واقع شجاعت لازم برای مواجهه با چالشهای عشق را ندارد.