برگردان به زبان ساده
خرامان می رود آن شوخ و صد بیدل ز دنبالش
به خون غلطان ز ناوکهای چشم مست قتالش
هوش مصنوعی: زن جوانی با ناز و لرزش میگذرد و دلهای بسیاری را به درد میآورد. پشت سر او، عاشقانی به شدت داغان و به خون دل نشستهاند، به خاطر تیرهای چشمهای خمار و سرکش او که دل را به جنگ میکشاند.
ز من دامن کشان بگذشت بشتاب ای صبا از پی
بیفشان گرد ادبار من از دامان اقبالش
هوش مصنوعی: به عشق من بیتوجهی کرد و از کنارم گذشت. ای نسیم، سریع برو و غمها و ناکامیهایم را به او برسان.
چو موری گشته ام از ضعف کو آن قوت بختم
که بینم خویش را روزی طفیل مور پامالش
هوش مصنوعی: مانند مور شدهام از ضعف و ناتوانی، کجاست آن نیرویی که به من کمک کند تا خود را در روزی شگفتانگیز ببینم، مثل مور که زیر پا رفته است؟
شدم بی او ز مویی زارتر کو نامه بر مرغی
که بندم در میان نامه خود را بر پر و بالش
هوش مصنوعی: بدون او به اندازهی یک تار موی زرد و نزار شدهام. مثل نامهای میشوم که بر روی پر مرغی بستهام و درون آن، خودم را گم کردهام.
جوان و شوخ و خودکام است و باد خوبیش در سر
کجا در دل کند جا پند پیران کهنسالش
هوش مصنوعی: جوانی سرزنده و سرکش است و خوشیاش در سرش میچرخد، اما نمیداند چهطور این شادی میتواند در دل او جا بگیرد. توصیههای پیران و خردمندان برای او بیفایده است.
خطش نورسته ریحان است گرد چشمه حیوان
نشاید تخم آن ریحان به غیر از دانه خالش
هوش مصنوعی: خط خوش او مانند نوری است که از ریحان میتابد. در کنار چشمه حیات، نمیتوان تخم این ریحان را جز از دانهای که خودش دارد به دست آورد.
به خون دیده صورت بست شرح حال خود جامی
که می گوید به آن سلطان خوبان صورت حالش
هوش مصنوعی: چشم خودش پر از اشک است و به آن اشارتی دارد که حال خودش را بیان کند. جامی که به آن گفته میشود، به تصویر زیبا و دلپذیری از آن سلطان خوبان اشاره دارد که حالت او را نقل میکند.