برگردان به زبان ساده
دلم که شوق لبت داد شربت اجلش
به مهر خط تو شد مهرنامه عملش
هوش مصنوعی: دل من به شوق نوشیدن بوسهات، سرنوشتش را به محبت خط تو سپرد و اعمالش را بر اساس آن شکل داد.
چه جای طعن دلم را به مستی لب تو
چو داد باده ازین جام ساقی ازلش
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به زیبایی و لذت ناشی از عشق اشاره میکند. او میگوید که وقتی لبهای معشوقش نوشیدنی مستکنندهای را به او میدهد، دیگر جایی برای سرزنش دلش وجود ندارد. در واقع، احساسی پر از شادمانی و مسرت را توصیف میکند که با عشق و زیبایی معشوقش به دست آمده است.
کدام شیفته دل در کمند زلف تو بست
که عقل خنده نزد بر درازی املش
هوش مصنوعی: کدام عاشق بیخبر از زلفهای تو در دام تو گرفتار شده که عقلش به او نمیگوید که انتظارش بیهوده است؟
چو سنگ اساس جفا محکم است ازان دل سخت
کجا رسد ز نم چشم عاشقان خللش
هوش مصنوعی: دل سنگی و محکم باعث میشود که کسی نتواند به راحتی آن را تحت تأثیر قرار دهد و غم و رنج عاشقانی که در پی محبتاند، به این دل سخت نمیرسد.
خوشا مرقع صوفی که محتسب هر دم
کشد پیاله ز جیب و صراحی از بغلش
هوش مصنوعی: خوشا به حال صوفی که هر بار محتسب، جام شراب را از جیبش بیرون میآورد و بطری را از زیر بغلش خارج میکند.
اگر چه در همه عمرش بدل نیافته ام
بس این که یافته ام همچو عمر بی بدلش
هوش مصنوعی: هرچند در تمام عمرم مانند او نشدهام، اما همین که او را مانند عمر بیهمتایش یافتهام، برایم کافی است.
چو راند جامی ازان چشم آهوانه سخن
سرود بزم غزالان مست شد غزلش
هوش مصنوعی: وقتی که جامی از آن چشمان مانند آهوان پر شد، گفتگو درباره شادی و جشن غزالان مست آغاز شد و شعرش به غزل تبدیل شد.