برگردان به زبان ساده
آن لاله رخ که باشد از داغ ما فراغش
از دیده رفت لیکن بر سینه ماند داغش
هوش مصنوعی: آن لالهای که به خاطر درد دل ما در چهرهاش دیده میشود، هرچند از جلوی چشمهایمان ناپدید شده، اما اثر داغی که بر دل ما گذاشته، همچنان باقی است.
سروی به تازگی بود از باغ لطف رسته
زد سیل قهر موجی کند از حریم باغش
هوش مصنوعی: در باغی، سروی تازه و زیبا شکفته بود که ناگهان طوفان و سیل به سراغش آمد و از حریم این باغ خارج شد.
خرم گلی به بستان بشکفت بعد عمری
نادیده سیر بلبل تاراج کرد زاغش
هوش مصنوعی: گلی خوشبو در باغی بعد از سالها شکفت، اما بلبل که زیباییاش را نمیدید، به خاطر زاغی که آن را خراب کرد، به درد آمد.
آن را که این شمامه دوران رباید از کف
مشکل که هیچ عطری مشکین کند دماغش
هوش مصنوعی: اگر کسی بوی خوش گلی را که به دستش آمده، از دست بدهد، به سادگی نمیتواند بوی خوش دیگری را احساس کند.
زان گمشده ندانم با من نشان که گوید
جایی نرفت کز کس کردن توان سراغش
هوش مصنوعی: نمیدانم آن گمشدهام کجاست که اگر کسی بخواهد از او خبر بگیرد، نمیتواند نشانی از او پیدا کند.
دل را ره برون شد کی باشد از شب غم
کز باد بی نیازی بی نور شد چراغش
هوش مصنوعی: دل از غم و شب تیره رها شده است. آیا زمانی خواهد آمد که این چراغ که در تاریکی به دلیل کمنیازی بینور شده، دوباره روشن گردد؟
اینسان که شغل هجران شد رنج بخش جامی
کی خواب راحت آید بر بستر فراغش
هوش مصنوعی: هر انسانی که در درد جدایی به سر میبرد، زمانی که به بیخیالی و آرامش میرسد، دیگر نمیتواند به آسایش و راحتی دست یابد.