برگردان به زبان ساده
کسی کافتد نظر بر شکل آن سرو قباپوشش
ز سینه صبر و از دل طاقت و از جان رود هوشش
هوش مصنوعی: اگر کسی به زیبایی و وقار آن دختر توجه کند، تمام صبرش از دلش میرود و تواناییاش را از دست میدهد، بهطوری که تمام وجودش را تحت تأثیر قرار میدهد و از هوش میرود.
بلای جان من شد یاد آن بدخو نمی دانم
چه سازم چاره کز خاطر کنم یک دم فراموشش
هوش مصنوعی: یاد آن فرد بدخلق به شدت آزادم میکند و نمیدانم چه باید بکنم تا بتوانم حتی برای لحظهای او را از ذهنم بیرون کنم.
ز دور آن لب به سبزی می زند نزدیک شد گویی
که گیرد سبزه نورسته گرد چشمه نوشش
هوش مصنوعی: از دور آن لب سبز رنگی به چشم میآید و به نظر میرسد که نزدیک میشود، گویی میخواهد سبزه تازهای را که در کنار چشمه است، بگیرد و بنوشد.
خیالش را ز دیده جای در دل می کنم شبها
نخواهم مردمان دیده را خفتن در آغوشش
هوش مصنوعی: هر شب وقتی در خواب میروم، تصویر او را از چشمهایم دور و در دل قرار میدهم. نمیخواهم دیگران را ببینم، زیرا در آغوش او آرامش مییابم.
ز رشک ناله می میرم که من در گوشه ای تنها
همی سوزم به داغ هجر و او جا کرده در گوشش
هوش مصنوعی: به خاطر حسادت و غم، در درون خود ناراحت و ناله میکنم، زیرا من در گوشهای تنها به خاطر دوری و جدایی میسوزم، در حالی که او در کنار دیگران قرار دارد و از این وضعیت بیخبر است.
مرا ره نی که در کویش نهم پهلو به دیواری
رقیبان سیه دل خوش نشسته دوش بر دوشش
هوش مصنوعی: من راهی ندارم که در کوی تو کنار دیواری که رقیبان دل سیاه نشستهاند، آرام بگیرم.
نمودی رخ مکن منع از سرود شوق جامی را
چو بلبل جلوه گل دید نتوان ساخت خاموشش
هوش مصنوعی: وقتی تو چهرهات را نشان میدهی، مانع از شادی و سرود شوق نمیشوی. بلبل که زیبایی گل را میبیند، نمیتواند سکوت کند.