برگردان به زبان ساده
آمد بهار و گلرخ من در سفر هنوز
خندید باغ و چشم من از گریه تر هنوز
هوش مصنوعی: بهار فرا رسیده و محبوب من هنوز در سفر است. باغ شکوفا شده و با این حال چشمان من هنوز از اشک پر است.
شاخ شکوفه از خطر دی برست لیک
باشد ز آه سرد منش صد خطر هنوز
هوش مصنوعی: شاخ شکوفه از سرما و خطر دی ماه با وجود اینکه شکفته است، اما از نفس سرد من هنوز در معرض خطرات فراوانی قرار دارد.
آمد درخت گل به بر اما چه فایده
چون آن نهال تازه نیامد به بر هنوز
هوش مصنوعی: درخت گل شکوفه زده است، اما چه سودی دارد وقتی که نهال تازه هنوز به ثمر نرسیده است.
از سرو و گل چه سود خبر گفتنم که من
زان سرو گلعذار ندارم خبر هنوز
هوش مصنوعی: صحبت کردن از زیباییهای سرو و گل چه فایدهای دارد، در حالی که من خود از زیبایی آن سرو خوشاندام هنوز بیخبرم.
با باد بوی کیست چو آن نورسیده گل
دامن کشان نکرده به بستان گذر هنوز
هوش مصنوعی: بوی چه کسی با باد به مشام میرسد، همچون گلی تازهرسیده که هنوز به باغ نرفته و دامنش را به زمین نمالیده است.
مگشا نظر به لاله و نرگس که غایب است
چشم و چراغ مردم صاحبنظر هنوز
هوش مصنوعی: به گلهای زیبا و خوشبو نگاه نکن، چون مردم فرهیخته و صاحبنظر هنوز غایبند و آنها نمیتوانند به این زیباییها توجه کنند.
خلقی به عیش خنده زنان در چمن چو گل
جامی چو لاله غرقه به خون جگر هنوز
هوش مصنوعی: مردم در حالی که در چمن به شادی و خنده مشغولند، همچون گلها و لالهها هستند؛ در حالی که لالهها در خون جگر خود غوطهورند و هنوز به زندگی ادامه میدهند.