برگردان به زبان ساده
رفتی و من ملازم این منزلم هنوز
ز آب مژه به کوی تو پا در گلم هنوز
هوش مصنوعی: تو رفتی و من هنوز در این خانهام، اشکهایم مثل گلهای خیس در کوی تو باقی ماندهاند.
راندی چو برق محمل خود گرم و من چو ابر
در گریه و فغان ز پی محملم هنوز
هوش مصنوعی: تو همچون برق با شتاب و انرژی به مسیر خود ادامه میدهی، اما من مانند ابری هستم که در حال گریه و نالهام و هنوز در جستجوی توام.
بگسست چون زمام شتر رشته حیات
دست از دوال محمل تو نگسلم هنوز
هوش مصنوعی: وقتی که بند شتر پاره شد و او به راه افتاد، زندگی من هم متلاشی شد، اما هنوز دست از دوالی که تو را حمل میکند برنداشتهام.
ای گشته دل ز تیغ جفای توام دو نیم
با من دو دل مباش که من یک دلم هنوز
هوش مصنوعی: دل من از درد جفا و بیمهری تو به شدت شکسته و دچار درد و حسرت است. با من دو رو نباش، چون من هنوز یک دل دارم و امیدوارم که این دل به عشق تو باقی بماند.
من مرغ نیم بسملم از شوق تیغ تو
تو تیغ ناکشیده پی بسملم هنوز
هوش مصنوعی: من مانند پرندهای هستم که هنوز به خاطر عشق تو بیجان نشدهام، تو همچنان با شمشیر نا زدهات در پی منی و من هنوز زندهام.
فرسود چشم غرقه به خون زیر خاک و من
مستغرق مشاهه قاتلم هنوز
هوش مصنوعی: چشمانم که در خون غرق شده زیر خاک، فرسوده و خسته است، اما من همچنان در تماشای قاتل خود غوطهورم.
جامی نهاده چشم به طاق مزار خویش
یعنی به شکل ابروی تو مایلم هنوز
هوش مصنوعی: چشم به گنبد آرامگاه خود دوختهام، چرا که هنوز هم به شکل ابروی تو تمایل دارم.