برگردان به زبان ساده
پیر شدیم و به دل داغ جوانان هنوز
ماند تن از کار و جان طالب جانان هنوز
هوش مصنوعی: ما پیر شدیم، اما هنوز دلمان پر از آرزوهای جوانی است. بدنمان خسته شده، ولی هنوز روحمان به دنبال محبوب موردعلاقهاش است.
رسته دندان گشاد رخنه حرمان و من
کام طلب از لب تنگ دهانان هنوز
هوش مصنوعی: دندانهای رسته و گشاد نشاندهندهی ناکامی و حرمان است، اما من هنوز هم آرزو دارم که از لبهای تنگ و بسته، کام شیرین طلب کنم.
تن شده مویی و مو گشته سفید و دلم
مویه کنان از غم موی میانان هنوز
هوش مصنوعی: به موهای من تبدیل شدهاند و موهایم هم سفید شده است، ولی دلم هنوز از غم موهای سیاه قبلم در حال ناله و گریه است.
مرده صدساله را مژده تو جان دهد
لب نگشاده به آن مژده رسانان هنوز
هوش مصنوعی: مژدهای که به مردهای صدساله داده میشود، جانش را شاداب میکند، اما او هنوز لب به سخن نگشوده و نسبت به این مژدهها بیتفاوت است.
خاک توام دست من کی به رکابت رسد
گرد تو نایافته بادعنانان هنوز
هوش مصنوعی: من از خاک تو هستم و نمیدانم چه زمانی میتوانم به یاری تو بیایم؛ هنوز نتوانستهام به گرد پای تو نزدیک شوم.
لب ز سخن بسته ام غنچه وش اما چو خار
نشتر ریش منند تیززبانان هنوز
هوش مصنوعی: من اگرچه زبانم را بستهام و مثل غنچهای خموش هستم، اما افرادی که تند زباناند مانند خاری تیز و آزاردهنده به من آسیب میزنند.
جامی اگر چه نماند نظم تو را رونقی
سخره طبع تواند سحربیانان هنوز
هوش مصنوعی: اگرچه دیگر جامی از شعر تو باقی نمانده، اما هنوز هم افرادی هستند که به زیبایی آن اهمیت میدهند و از آن لذت میبرند.