برگردان به زبان ساده
خرامان بگذر ای سرو سرافراز
چو سایه سرو را از پا درانداز
هوش مصنوعی: به آرامی عبور کن ای سرو بلندبالا، زیرا سایهی تو از روی پاها پایین میافتد.
بنازم چشم شوخت را که با من
کند صد ناز بیش از بهر یک ناز
هوش مصنوعی: چشمان زیبای محبوبم را تحسین میکنم که با من به نرمی و دلبرانه رفتار میکند و به خاطر یک رفتار دلنشین، چندین ناز و کرشمه میکند.
ز غم گفتی مسوز این هم چنان است
کز آتش شمع را گویند مگداز
هوش مصنوعی: نمیدانی که از درد و اندوه چه میکشم، مثل این است که بگویند شمع را نسوزان، در حالی که خود آتش آن را میسوزاند.
رقیبت کشته شد الحمدالله
خوش است الحمد را بسمل ز آغاز
هوش مصنوعی: رقیب تو کشته شده و این بسیار خوشحالکننده است. شکرگزاری برای چنین اتفاقی از همان ابتدا لازم است.
نسازد بی تو ما را هیچ چاره
بیا بیچارگان را چاره ای ساز
هوش مصنوعی: بدون تو هیچ راه حلی برای ما وجود ندارد، بیا و برای بیچارگان چارهای بیندیش.
چو پر بگشاد مرغ جان پرویز
به بام قصر شیرین کرد پرواز
هوش مصنوعی: به محض اینکه پرندهی روح پرویز پرهایش را گشود، به بالای قصر شیرین پرواز کرد.
جدا شد از تو جامی و ننالید
ز کشته برنیاید هرگز آواز
هوش مصنوعی: از تو جامی جدا شد و بیصدا بود؛ چون کسی که از کشتهای خبر ندارد، هرگز صدایش را نخواهی شنید.