برگردان به زبان ساده
ای تو را دامن ز گلبرگ بهاری پاکتر
غنچه وارم هر دم از شوقت گریان چاکتر
هوش مصنوعی: تو که دامنات به پاکی گلبرگهای بهاری است، من مانند یک غنچه هر لحظه از عشق تو اشک میریزم و از این درد عاشقانه چاک چاک میشوم.
بود خاک آستانت از غبار غیر پاک
شد ز شست و شوی آب چشمم اکنون پاکتر
هوش مصنوعی: خاک پای تو به خاطر غبار دیگران آلوده شده بود، اما اکنون با اشکهایم شسته شده و پاکتر از همیشه است.
ریختی صد بیگنه را خون که تیغت کس ندید
نیست شوخی از تو در عاشق کشی چالاکتر
هوش مصنوعی: تو بیپروا و بیگمان به قلب عاشقان ضربه میزنی، و نمیتوان کسی را پیدا کرد که به تیغ تو شک کند. هیچ مزاحی در کار تو نیست؛ تو در قتل عاشقانهتر و ماهرتر از آنی که کسی تصوری از تو داشته باشد.
تا دل از غمناکی خود شادمان دیدم تو را
جهد آن دارم که باشم از همه غمناکتر
هوش مصنوعی: وقتی دل من از غم و اندوه شاد شد، تو را دیدم و از آن زمان تلاش میکنم بیش از هر کس دیگر غمگین باشم.
نیکوان را نیست باک از خون عاشق ریختن
گر مرا کشتی چه باک ای از همه بی باکتر
هوش مصنوعی: نیکوکاران از کشته شدن عاشقان ناراحت نمیشوند. اگر تو مرا بکشی، برایم مهم نیست زیرا تو از همه بیپروا تری.
شویم از آب مژه سازم ز تف سینه خشک
چون شود از خون ناپاکم تو را فتراک تر
هوش مصنوعی: من از اشک پیوستهام مانند آبی که میسازم، و وقتی سینهام خشک میشود، چگونه میتوانم از خون ناپاک خودم تو را به دام بیندازم؟
رخش بیرون ران که بهر پایبوس مرکبت
شد جهانی بر سر ره خاک و جامی خاکتر
هوش مصنوعی: اسب را به راه بینداز که برای پایبوس تو، جهانی در انتظار است و خاک و شرابی از آن خاک فراهم شدهاند.