برگردان به زبان ساده
زهی ز فتنه تو را هر طرف سپاه دگر
ز ظلم چشم تو هر گوشه دادخواه دگر
هوش مصنوعی: ای کاش از زیبایی تو در هر سوی سپاه تشکیل شود و از ظلمت چشمانت در هر گوشه فریاد دادخواهی بلند شود.
کجا روم که ز دست غمت کنم فریاد
که نیست جز تو درین ملک پادشاه دگر
هوش مصنوعی: کجا بروم که از درد تو فریاد بزنم، چون در این سرزمین هیچ پادشاه دیگری جز تو وجود ندارد.
چو جان دهیم ز غم غیر خار نومیدی
نروید از گل ما بیدلان گیاه دگر
هوش مصنوعی: وقتی جان خود را در عشق و محبت فدای غم و اندوه دیگران میکنیم، نباید بگذاریم که ناامیدی در دل ما ریشه بگیرد، زیرا دلهای بیدار و آگاه میتوانند به کشت و کار احساسات و زیباییهای تازه بپردازند.
گهی که بر سر راه تو منتظر باشم
مکن به رغم خدا را گذر به راه دگر
هوش مصنوعی: گاهی منتظر رسیدن تو هستم، اما برای خداوند، به هیچ وجه از مسیر دیگر عبور نکن.
اگر چنین زند از سینه شعله آتش آه
جهان بسوزد اگر برکشیم آه دگر
هوش مصنوعی: اگر از دل شعلهای برآید، دنیای ما به آتش خواهد سوخت و اگر آهی دیگر را برآوریم، شدت آن میتواند فجایع بیشتری به بار آورد.
حدیث شوق نهان بر تو چون کنم روشن
که جز خدای ندارم بر این گواه دگر
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم احساسات پنهان شوق را برای تو بیان کنم در حالی که جز خداوند، هیچ شاهد دیگری بر این احساسات ندارم؟
مکش به تیغ تغافل کمینه جامی را
چه سود از آنکه شود کشته بی گناه دگر
هوش مصنوعی: با بیتوجهی و غفلت به کسی آسیب نرسانید، چرا که بیدلیل و ناحق کسی را به قتل رساندن هیچ فایدهای ندارد.