برگردان به زبان ساده
کند گل چون رخت خود را تصور
ازان دارد ز گل غنچه دلی پر
هوش مصنوعی: وقتی که گل خود را در آینه میبیند، گویی غنچهای در دلش شکوفا میشود.
من آزاده را کشت از غمت سرو
بریدش باغبان کالحر بالحر
هوش مصنوعی: آزادهای را از غصهات کشتند و باغبان درختش را از ریشه برید.
تواضع می کنم پیش سگانت
نشاید از فرودستان تکبر
هوش مصنوعی: من با فروتنی در برابر سگهایت زندگی میکنم و نمیخواهم از کسانی که پایینتر از من هستند، برتری جویی و تفاخر کنم.
مکش آن زلف را هر جانب ای باد
که بس در پیچ و تاب است از تکسر
هوش مصنوعی: ای باد، این زلف را از هر طرف نکش که به خاطر پیچ و تابش، بسیار گرفتار و درهم است.
چو گویم جرعه جامت حق ماست
تو را تلخ آید آری حق بود مر
هوش مصنوعی: وقتی میگویم که جرعهای از جام تو حق من است، ممکن است این برای تو تلخ به نظر برسد، اما واقعیت همین است.
به دستم هر که بیند ساعد تو
به دندان گیرد انگشت تحیر
هوش مصنوعی: هر کسی که ساعد تو را ببیند، به خاطر شگفتیاش به دندان آن انگشت میزند.
شد از گریه تن چون موی جامی
نهان در اشک همچون رشته در در
هوش مصنوعی: به خاطر گریه، بدنم مانند موی پنهانی در یک جام نهان شده است؛ اشکهایم مانند رشتهای در دریاست.