برگردان به زبان ساده
چو نی از ناله بیشم قصه هجران فرو ریزد
دلم گردد ز غم خون خونم از مژگان فرو ریزد
هوش مصنوعی: وقتی نی به خاطر درد و غم فراوانش ناله میکند، داستان جدایی را روایت میکند. در چنین حالتی، دل من پر از غم میشود و اشکهایم مانند خون از چشمانم جاری میشود.
ملایک بس که می گریند شبها از فغان من
عجب نبود که چون ابر از فلک باران فرو ریزد
هوش مصنوعی: فرشتگان به حدی به خاطر درد و اندوه من در شبها گریه میکنند که جای تعجب نیست اگر مانند ابر از آسمان باران ببارند.
ز بس دامنکشان بر کشتگان خود گذشت آن گل
اگر دامن فشارد خونش از دامان فرو ریزد
هوش مصنوعی: به دلیل فشار و فشردگی زیاد بر روی گلاسم، خون آن به راحتی از دامنش روی میآید. به عبارت دیگر، اگر گل را زیر فشار بیشتری قرار دهی، نتیجهای غیرقابلتجدید از او حاصل میشود.
چنان پر شد مرا سینه ز پیکان های آن بدخو
که گر تیغش در او چاک افکند پیکان فرو ریزد
هوش مصنوعی: سینهام از تیرهای آن بدخو پر شده است، به طوری که اگر شمشیرش در آن زخم بزند، تیرها فرو میافتند.
هجوم عشق او بر جانم از هر سو بدان ماند
که بر خوان گدایی موکب سلطان فرو ریزد
هوش مصنوعی: عشق او به جانم به قدری شدید است که مانند این است که در حال دریافت نعمتهای یک سلطان، همه چیز به سمت من سرازیر میشود.
چه زلف است آن که گر بادش بجنباند ز هر حلقه
هزاران دل فرو بارد هزاران جان فرو ریزد
هوش مصنوعی: زلفی که اگر نسیمی آن را حرکت دهد، از هر حلقهاش هزاران دل وا میشود و هزاران جان از آن سرازیر میگردد.
ز چشم اشک ریزم گر نویسد نکته ای جامی
ز نوک کلک او صد گوهر غلطان فرو ریزد
هوش مصنوعی: اگر نکتهای از قلم او نوشته شود، چشمانم اشک میریزد و از نوک قلمش گوهرهای بینظیری به زمین میریزد.