برگردان به زبان ساده
ای آرزوی جان دهن از گفت و گو مبند
بر عاشقان خسته در آرزو مبند
هوش مصنوعی: ای آرزو، به خاطر عاشقان خسته، در گفت و گو دهن باز نکن و آنها را در آرزوهایشان محصور نکن.
خار ستیز در قدم اهل دل مریز
بر طالبان وصل ره جست و جو مبند
هوش مصنوعی: هرگز در مسیر اهل دل مانع ایجاد نکن و جلوی تلاش کننندگان برای رسیدن به وصال را نگیر.
گرد عذار دائره عنبرین مکش
بر آفتاب سلسله مشکبو مبند
هوش مصنوعی: به چهره زیبا و گردی که همچون عطر خوشبوست، در برابر آفتاب توجه نکن و زنجیرهای مشکین را به آن نچسبان.
در زلف تو مجال گذر نیست شانه را
چندین دل شکسته به هر تار مو مبند
هوش مصنوعی: در موهای تو جایی برای عبور نیست، پس چرا شانه را با دلهای شکستهام که به هر تار مو تعلق دارند، مشغول کنم؟
جز نیستی نشان ندهد زان میان کمر
بهر خدا که تهمت هستی بر او مبند
هوش مصنوعی: جز عدم و نیستی، چیزی در این عالم نمایان نمیشود. پس برای خداوند، به او تهمت وجود نزن و تنها به عدم اشاره کن.
جان شد ز رنگ و بوی میم تازه ای حریف
روی قدح مپوش و دهان سبو مبند
هوش مصنوعی: زندگی با زیبایی و تازگی میم رنگ و بوی خاصی به خود گرفته است. در این حال، از پوشاندن چهره ی زیبایی که در جام وجود دارد و بستن دهان سبو خودداری کن.
بلبل به گفت و گو غم گل می برد به سر
جامی چو غنچه با دل خون دم فرو مبند
هوش مصنوعی: بلبل در حال صحبت و درد و دل کردن درباره غم گل است، به طوری که مانند غنچهای با دل پر از درد، نمیتواند خود را نگاه دارد و از سر شوق مینوشد.