برگردان به زبان ساده
اشکم از دیده چو بی آن رخ گلگون بچکد
لاله ها بردمد از خاک وز آن خون بچکد
هوش مصنوعی: اگر اشکم از چشمانم بریزد و آن چهره زیبا را نداشته باشم، گلهای لاله از خاک سر برخواهند آورد و از آن اشک، خون خواهد ریخت.
جز گیاه غم و اندیشه لیلی ندمد
دانه اشک که از دیده مجنون بچکد
هوش مصنوعی: جز از دل دردآور عاشق، هیچ چیز دیگر نمیتواند عشق و غم لیلی را بروز دهد و اشک مجنون از چشمانش بریزد.
دارم از اشک جگرگون جگری غرقه به خون
خواه ماند به درون خواه ز بیرون بچکد
هوش مصنوعی: من از درد و رنجی که در دل دارم، اشک میریزم و آنقدر غرق در غم هستم که هیچ چیز نمیتواند مرا آرام کند. حالتی دارم که میخواهم این احساسات از درونم به بیرون بریزد.
در درون مایه غم گردد اگر خانه کند
وز برون سبزه اندوه دمد چون بچکد
هوش مصنوعی: اگر در دل کسی غم و اندوهی باشد، حتی اگر خانهاش پر از زیباییهای بیرونی باشد، این غم همچنان به دلش چنان سنگینی میکند که به نوعی آن زیباییها را تحتالشعاع قرار میدهد، درست مانند سبزهای که وقتی باران بر آن میبارد، غم و اندوه خود را فریاد میزند.
چون شود گرم ز رخسار تو هنگامه حسن
خوی خجلت ز جبین مه گردون بچکد
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی چهرهات به اوج خود میرسد، شرم و حیا از پیشانی آسمان به زمین میریزد.
به خیال در دندان تو گریم چه عجب
که ز نوک مژه ام لؤلؤ مکنون بچکد
هوش مصنوعی: در خیال داشتن دندانهای تو، گریهام چه عجیبی دارد که اشک از نوک مژههایم همچون لؤلؤی پنهان بریزد.
خونبها چیست چو آن غمزه کشد جامی را
قطره می که تو را از لب میگون بچکد
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر یک نگاه جانش را از دست بدهد، چه ارزشی دارد خون بهای او، وقتی که فقط یک قطره از شراب لبهای تو میتواند او را زنده کند؟