برگردان به زبان ساده
اغیار را مدام می از جام زر دهی
چون دور ما رسد همه خون جگر دهی
هوش مصنوعی: برای دیگران همیشه با خوشحالی و نعمت به زندگی ادامه میدهی، اما وقتی صحبت از ما به میان میآید، تمام زحمات و رنجهای خود را به خاطر ما به دوش میکشی.
جانم ز شوق سوخت چه باشد اگر گهی
بویی ز پیرهن به نسیم سحر دهی
هوش مصنوعی: اگر جانم از عشق بسوزد، چه اتفاقی میافتد اگر گاهی نسیمی از عطر پیراهن تو به مشامم برسد؟
ای باد اگر کنی سوی آن آستان گذر
از من هزار بوسه بر آن خاک در دهی
هوش مصنوعی: ای باد، اگر به سوی آن مکان جاودانه بروی، از جانب من هزار بوسه بر آن خاک بزن.
ور در حریم حرمت او بار باشدت
از حال خستگان فراقش خبر دهی
هوش مصنوعی: اگر در حریم مقدس او باشی، باری از درد و رنج فراق دیگران را به او برسانی.
بیماری مرا نتواند کسی علاج
خیز ای طبیب چند مرا درد سر دهی
هوش مصنوعی: بیماری من را هیچ کس نمیتواند درمان کند، ای پزشک، چرا که فقط به من درد و رنج بیشتری میدهی.
ساقی شتاب کن که بود محنت فراق
گردد فرامش ار دو سه جام دگر دهی
هوش مصنوعی: ای ساقی، هر چه زودتر بیا، چرا که درد جدایی فراموش خواهد شد اگر دو یا سه جام دیگر به من بدهی.
جامی به جان رسید ز غم کاش ای اجل
از جام مرگ شربت او زودتر دهی
هوش مصنوعی: نوشیدنیای که به روح من آسیب میزند، ای ایزد مرگ! آرزو دارم که شربت مرگ زودتر به من بدهی تا از این غم رهایی یابم.