برگردان به زبان ساده
ای عمر گرانمایه و ای جان گرامی
جانم به فدایت ز کجایی و چه نامی
هوش مصنوعی: به جانم، ای عمر باارزش و ای جان عزیز، جانم فدای تو. تو از کجا هستی و نامت چیست؟
کردیم دل و دیده مقام تو ولی نیست
معلوم که با خسته دلان در چه مقامی
هوش مصنوعی: ما دل و چشم خود را به جایگاه تو اختصاص دادیم، اما مشخص نیست که با دلهای شکسته چه وضعیتی داریم.
دمساز سگان در خود صد رهم افزون
دیدی و نگفتی که ازین خیل کدامی
هوش مصنوعی: دیدی که در جمع سگها، صدها راه و مسیر مختلف وجود دارد، اما هیچگاه نپرسیدی که از بین این همه، کدام یک از آنها متعلق به توست.
بر روی زمین حیف بود آن کف پا حیف
بر دیده من نه قدم آن دم که خرامی
هوش مصنوعی: بر روی زمین، وجود آن پاها حیف است و بر چشم من، دیدن آن قدمها در زمانی که به آرامی حرکت میکنند، افسوس است.
غم نیست اگر ماه ملک نیمه نمانده ست
رخساره برافروز که ما را تو تمامی
هوش مصنوعی: نگران نباش اگر تابش ماه کامل نیست، چون تو با زیبایی و نور چهرهات همه چیز را کامل و روشنیبخش میکنی.
زاهد نشد آگاه ز اسرار خرابات
ادراک وقایع نکند مردم عامی
هوش مصنوعی: زاهد، که دچار آگاهی از رازهای میخانه نیست، نمیتواند وقایع را درک کند و فقط مردم عادی را میبیند.
هرگز نکند آرزوی خلعت شاهی
جامی که رسید از تو به تشریف غلامی
هوش مصنوعی: هرگز کسی که جامهی دربار به او رسیده، آرزوی لباس سلطنت را نمیکند، چرا که او از مقام و تشریفات خود راضی است.