برگردان به زبان ساده
بس که در جان فگار و چشم بیدارم تویی
هر که پیدا می شود از دور پندارم تویی
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه همیشه در درونم غم و اندوه دارم و چشمانم بیدار و هوشیار است، هر کسی که از دور میبینم را به تو نسبت میدهم و فکر میکنم که آن شخص خود تو هستی.
آن که جان می بازد و سر درنمی آری منم
وان که خون می ریزد و سر برنمی آرم تویی
هوش مصنوعی: شخصی که جان خود را فدای عشق میکند و از آن آگاه نیست، من هستم. و آن کس که خون خود را میریزد اما این موضوع را درک نمیکند، تو هستی.
گر تلف شد جان چه باک این بس که جانان منی
ور ز کف شد دل چه غم این بس که دلدارم تویی
هوش مصنوعی: اگر جانم از دست برود، چه اهمیتی دارد وقتی که تو معشوق من هستی؟ و اگر دلم را هم از دست بدهم، نگران نباشم چون تو عشق من هستی.
گرچه صد خواری رسد هر دم ز دست غم مرا
من چه غم دارم عزیز من که غمخوارم تویی
هوش مصنوعی: با وجود اینکه هر لحظه از غم دچار رنج و زحمت میشوم، اما من ناراحتی ندارم، عزیز من، چون تو هستی که برایم دلسوزی میکنی.
روز را دریوزه نور از شب تار من است
تا به آن روی چو مه شمع شب تارم تویی
هوش مصنوعی: روز برای من همانند خواهش و درخواست نور از شب تار است. تویی که مانند شمعی در شب تار، روشنی بخش زندگیام هستی.
با که گویم درد خود یا رب درین شب های غم
آگه از صبر کم و اندوه بسیارم تویی
هوش مصنوعی: با کی درد و رنج خود را بگویم؟ ای پروردگارا، در این شبهای غمانگیز که صبرم کم شده و اندوه زیادی دارم، تنها تو هستی که از حال من آگاهی.
گرچه نستانی به هیچم بر سر بازار وصل
خودفروشی بین که می گویم خریدارم تویی
هوش مصنوعی: اگرچه من از هیچ چیز به تو دسترسی ندارم و نمیتوانم چیزی از تو بگیرم، اما در این بازار عشق، خودم را به عنوان کسی که به تو نیاز دارد، معرفی میکنم.
گفته ای یار توام جامی مجو یار دگر
من بسی بی یار خواهم بود اگر یارم تویی
هوش مصنوعی: دوستی تو را دارم، پس به دنبال دوست دیگری نباش. اگر تو یار من هستی، بدون یار دیگری خیلی دوام نخواهم آورد.