برگردان به زبان ساده
این چنین خوب و نازنین که تویی
نبود هیچ کس چنین که تویی
هوش مصنوعی: هیچ کس به زیبایی و نازنینی تو وجود ندارد.
گر گلستان جنتم بخشند
نروم زان گل زمین که تویی
هوش مصنوعی: اگر به من باغی از بهشت هم بدهند، باز هم از این دنیای گلها که تو در آن هستی، جدا نخواهم شد.
صحبت جان و تن نیارد تاب
مونس هر دل حزین که تویی
هوش مصنوعی: صحبت روح و بدن نمیتواند دلهای غمگین را نیارامد، زیرا تو بهترین همدم آنها هستی.
هیچ مرغ دل از تو جان نبرد
باز ازین گونه در کمین که تویی
هوش مصنوعی: هیچ پرندهای دلش از تو راحت نمیشود، ولی با این حال باز هم در کمینی هستی که تو خودت هستی.
جامی آخر به داغ دل سوزی
با چنین آه آتشین که تویی
هوش مصنوعی: در نهایت، دل من از درد و سوزی که دارم، به شدت مانند آتش میسوزد و تویی که این احساس را به وجود آوردی.