برگردان به زبان ساده
تا کیم خاطر آسوده به غم رنجه کنی
جان فرسوده ام از تیغ ستم رنجه کنی
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی من را در نگرانی و ناراحتی نگهداری؟ جانم خسته و فرسوده است، چرا با ظلم و ستم خود مرا آزار میدهی؟
گفته ای کم کنمت رنجه چه رنجی بسیار
رنجش من همه آن ست که کم رنجه کنی
هوش مصنوعی: شما گفتهاید که از آزار دیدن من کم کن، اما من از آزارهای زیاد رنج میبرم. در واقع، تنها چیزی که مرا ناراحت میکند این است که تو کمتر به من بیتوجهی کنی.
گرچه دیده ست بسی رنج ز چشمم قدمت
چشم بر راه تو دارم که قدم رنجه کنی
هوش مصنوعی: با وجود اینکه چشمم رنجهای زیادی را تجربه کرده است، اما همچنان منتظر آمدن تو هستم و امیدوارم که لحظهای قدم رنجه کنی.
از غم نامه و نام تو خرابم چه شود
که به حرفی دو سه یک بار قلم رنجه کنی
هوش مصنوعی: از ناراحتی برای تو و نامت بیمار و خراب شدهام. چه فایده دارد اگر فقط گاهی با یک جمله یا دو جمله دل من را شاد کنی؟
تنگ شد شهر وجود از تو رقیبا بر من
قدم آن به که به صحرای عدم رنجه کنی
هوش مصنوعی: شهر وجود من از حضور تو به تنگ آمده است، بهتر است به جای اینکه مرا نرنجانی، به دنیای بیوجودی بروی.
ستم از دست تو باشد کرم آن دولت کو
که تو دستی پی قتلم ز کرم رنجه کنی
هوش مصنوعی: اگر ستم به من برسد، آن تویی که عامل آن هستی، پس کجا است آن لطف و نیکی آن دولت که تو از روی بزرگواری، برای من که به دست تو گرفتارم، زحمت بکشید؟
جامی از دیده قدم کن چه روی بر در یار
حیف باشد که به پا خاک حرم رنجه کنی
هوش مصنوعی: به آرامی و با احتیاط قدم بگذار، چون ارزش دارد که به دیدار محبوب بشتابی. حیف است که به خاطر خاک حرم خود را خسته کنی.