برگردان به زبان ساده
بی توام کار بر نمیآید
بر من این غم بسر نمیآید
هوش مصنوعی: بدون تو، کارهایم پیش نمیرود و این اندوهی که دارم، به هیچ وجه تحمل نمیشود.
ترسم از تن بدر شود جانم
کز درم دوست در نمیآید
هوش مصنوعی: من نگرانم که جانم از بدنم جدا شود و دوستم حتی از در نیز به سراغم نیاید.
دل چو دلدار دورگشت از من
نیک و بد زو خبر نمیآید
هوش مصنوعی: دل من که به دور از محبوبش افتاده، دیگر نه نیکی او را میبیند و نه از بدیهایش خبری دارد.
هر شبی تا بروزم از غم تو
مژه بر یکدگر نمیآید
هوش مصنوعی: هر شب تا صبح به خاطر غم تو خوابم نمیآید و نمیتوانم چشمانم را روی هم بگذارم.
میکنم جهد تا بپوشم حال
دیده با اشک بر نمیآید
هوش مصنوعی: سعی میکنم حالتی که دارم را پنهان کنم، اما اشکهایم نمیگذارند که این کار را انجام دهم.
بننالم ز هیچ بد روزی
کم ازان بد بتر نمیآید؟
هوش مصنوعی: از بدیهای روزگار شکایت کنم، چه چیزی بدتر از این شرایط نمیتواند وجود داشته باشد؟
روز بگذشت و هم نیامدیار
تو چه گوئی مگر نمیآید
هوش مصنوعی: روز گذشت و تو نیامدی. چطور میتوانم دربارهات صحبت کنم؟ مگر قرار بر این است که نیایی؟
این همه یارب سحرگاهی
خود یکی کارگر نمیآید
هوش مصنوعی: این همه دعا و درخواست در سحرگاه، اما هیچ کس برای کمک نمیآید.