برگردان به زبان ساده
ترا تا زین جفا دل برنگردد
مرا این درد دل کمتر نگردد
هوش مصنوعی: هر وقت تو به من بیمحلی کنی و با من بد رفتاری کنی، دل من آرام نخواهد گرفت؛ این ناراحتی من کم نمیشود.
بمن برنگذرد یکشب ز هجرت
کز اشک من جهانی تر نگردد
هوش مصنوعی: هرگز یک شب هم یاد هجرت از من دور نخواهد شد، زیرا اشکهای من باعث میشود که جهانی از غم و اندوه شکل بگیرد.
مگر هجران تو سوگند خوردست
که تا خونم نریزد بر نگردد
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که جدایی تو به گونهای است که تا زمانی که این درد و اندوه من به اوج نرسد، بازنمیگردی.
مرا گفتی که آیم نزدت امشب
بصد سوگندم این باور نگردد
هوش مصنوعی: تو به من گفتی امشب پیشت بیایم، ولی به صد قسم میگویم که این دروغ است و به حقیقت نخواهد پیوست.
کسی در کوی تو هرگز نهد پای
که چون پرگار گرد سر نگردد؟
هوش مصنوعی: هیچکس در خیابان تو قدم نمیگذارد، چرا که مانند پرگار، هر کس که بیاید فقط دور تو میچرخد و راهی برای ورود به عمق وجودت ندارد.
کسی دل در سرزلف تو بندد
که همچون زلف تو کافر نگردد؟
هوش مصنوعی: کسی دل به موها و شکل تو بسپارد که مانند زلف تو به وسوسه نیفتد و از راه ایمان خارج نشود؟
چو سایه عشق تو عالم بگیرد
اگر خورشید حسنت در نگردد
هوش مصنوعی: اگر عشق تو بر عالم سایه بیفکند، دیگر زیباییهای دنیا به چشم نخواهد آمد.
مرا زر در جهان این روی زردست
وزین زر کار من چون زر نگردد
هوش مصنوعی: من در این دنیا با چهرهای زرد، هرچقدر هم که پول داشته باشم، کارهایم مانند طلا نخواهد شد.