برگردان به زبان ساده
دوش در گلستان سحرگاهی
پرده برداشت غنچه ناگاهی
هوش مصنوعی: در شب سحرگاهی در گلستان، پردهای کنار زده شد و ناگهان غنچهای نمایان شد.
چشم بلبل بر او فتاد از دور
کرد ربی و ربک اللهی
هوش مصنوعی: چشم بلبل به او افتاد و از دور دوری جست، چون پروردگارش خداست.
گل بصد لطف گفت خندانش
برگ مهمان بساز یک ماهی
هوش مصنوعی: گل با لطافت و محبت به خندان بودنش اشاره میکند و به نوعی از برگها به عنوان پذیرایی برای مهمانی یاد میکند. این تصویر نشاندهنده زیبایی و دلنشینی طبیعت است که میخواهد از مهمانانش به خوبی استقبال کند.
گفت نرگس فدای مقدم گل
شکل این شش ستاره و ماهی
هوش مصنوعی: نرگس با عشقی عمیق از زیبایی گل و جلوههای شش ستاره و ماه صحبت میکند و میگوید که جانش را فدای زیباییهای آنها میکند.
بهر گل دارم این ببار آری
چه کند سیم؟ عمر کوتاهی
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی گل، این بار را باید تحمل کنم. چه فرقی میکند؟ عمر انسان کوتاه است.
بر نرگس دوید بلبل و گفت
که تو بر لشگر چمن شاهی
هوش مصنوعی: بلبل به نرگس میگوید که تو در میان گلها مانند یک ملکه و فرمانروایی.
عاشقی مفلسم حریف بدست
وجه یک ماه چاره راهی
هوش مصنوعی: من یک عاشق فقیر هستم که نمیتوانم با حریفانم مبارزه کنم و تنها راه نجات من چهره دلنشین توست.
منم امروز از زر و سیمت
وامخواهی برای دلخواهی
هوش مصنوعی: امروز از تو میخواهم که به خاطر خوشحالی و رضایت من به من کمک کنی و چیزی از زر و نقره به من بدهی.
تا بآن عاشقیت آموزم
تا کنم مطربیت گه گاهی
هوش مصنوعی: میخواهم به تو عشق ورزیدن را یاد بدهم تا گاهی هم تو را چون ساز و نغمهای بشناسم.