برگردان به زبان ساده
دست من اگر همچو دلم تنگ نبودی
جز درسر آنزلف شبه رنگ نبودی
هوش مصنوعی: اگر دلم اینقدر تنگ و ناراحت نبود، دستم هم به جز در آرزوی آن موهای رنگین به چیزی دیگر نمیرسید.
زان تنگ شکرجانم بی بهره نماندی
گرخوی تو همچون دهنت تنگ نبودی
هوش مصنوعی: اگر ویژگیهای تو مانند دهانت چنین محدود نبود، من از آن تنگی جانم بینصیب نمیماندم.
گفتی خجلم زان بر تو کمترک آیم
باشد چه خوش این عذر اگر لنگ نبودی
هوش مصنوعی: گفتی که من از تو خجالت میکشم و به همین خاطر کمتر پیشت میآیم، ولی اگر دلیل خوبی برای این کار نداشتم، این عذر هیچ منطقی نداشت.
بس دورفتادیم ازان روی چو ماهت
ور رای تو بودی غم فرسنگ نبودی
هوش مصنوعی: ما به شدت از زیبایی تو فاصله گرفتهایم، اگر نظر تو بر این باشد، هرگز غم و اندوهی به فاصلههای دور نمیرسید.
گویند که در صلح دهی بوسه بر آن لب
گردوست رها کردی خود جنگ نبودی
هوش مصنوعی: میگویند که در زمان صلح، بر لبهای گردو مانند بوسه زدی، اما خودت را از جنگ دور کردی.