برگردان به زبان ساده
دلم بستان و آنگه عشوه میده
چنین خواهم زهی نامهربان زه
هوش مصنوعی: دل مرا بگیر و بعد از آن با ناز و عشوه برخورد کن. این خواسته من است ای بیرحم!
بقصد خون من زینسان چرائی
کمان ابروان آورده در زه
هوش مصنوعی: چرا کمان ابروان را به تیر کشیدند تا به قصد خون من هدف بگیرند؟
میم، هر لحظه رو بر من ترش کن
گلم، هر لحظه ام خاری دگرنه
هوش مصنوعی: عزیزم، لطفاً هر لحظه با رفتار یا حرفهای تند و ناپسندت، من را آزار نده. هر لحظه برای من دردی جدید است.
مرا زین پس مگو فردا و فردا
کزین عشوه نخواهم گشت فربه
هوش مصنوعی: از این به بعد، هرگز نگویید فردا و فردا، چرا که من دیگر از این ناز و کرشمهها دلزده شدهام و به آنها نمیپردازم.
مرا گفتی ترایم گر مرائی
همین شیوه، ازینم پرده میده
هوش مصنوعی: به من گفتی که اگر مرا ببینی، همین طور ادامه بده، من از این حالت آگاه هستم.
ز تو بوسی طلب کردم ندادی
تو جان خواهی و نتوان گفتنت نه
هوش مصنوعی: من از تو بوسهای خواستم، اما تو ندادید. حال آنکه جان میخواهی و نمیتوانی بگویی.
چه گوئی ترک جان و دل بگویم
بدین مایه رهم از تو مرا به
هوش مصنوعی: چه بگویم از درد جان و دل؟ به قدری این موضوع برایم سخت است که نمیتوانم از تو جدا شوم.
همه قصدت بجانم بود و بردی
ازان فارغ شدی الحمدلله
هوش مصنوعی: تمام هدف تو من بودم و اکنون که از آن آزاد شدی، خدارا شکر!