برگردان به زبان ساده
من سرو ندیدم که به بالای تو ماند
بالای تو سروی ست که گل میشکفاند
هوش مصنوعی: هیچ درخت سرو زیبایی را ندیدم که به پای تو برسد؛ بلندی و زیبایی تو همانند سروی است که گلها را میرویاند.
مگذار که این عاشق دلسوخته بی تو
یک لحظه بماند که به یک لحظه نماند
هوش مصنوعی: اجازه نده که این عاشق بیتاب در غیبت تو حتی برای یک لحظه و تنها بماند، چون ممکن است همان یک لحظه برایش بسیار سخت و دردآور باشد.
ترسم که به کام دل دشمن بنشینم
تا آن که فلک با تو به کامم بنشاند
هوش مصنوعی: میترسم که برای خوشحالی و رضایت دشمن خودم به خواستههایم برسم، تا زمانی که آسمان و سرنوشت با تو مرا خوشحال کند.
فریاد که از تشنگیام جان به لب آمد
کس نیست که آبی به لب تشنه چکاند
هوش مصنوعی: کسی صدای مرا نمیشنود که از تشنگی به لب مرگ رسیدهام و هیچکس نیست که جرعهای آب به من دهد.
ترسم که یک امشب که تو در خانه مایی
از بوی سر زلف تو همسایه بداند
هوش مصنوعی: من نگرانم که امشب که تو در خانه من هستی، بوی خوش موهایت باعث شود همسایهها متوجه حضور تو شوند.
فریاد که بیداد ز حد بردی و از تو
فریادرسی نیست که دادم بستاند
هوش مصنوعی: ای فریاد که ظلمت و بیعدالتی از حد گذشت، و از تو هیچگونه یاری و کمکی نیست که من فریاد میکنم و تو چیزی نمیگویی.
وقت است که بیدار شود دیده بختم
وز چنگ غم و درد و عذابم برهاند
هوش مصنوعی: زمانی فرا رسیده که چشمانم باید بیدار شود و از چنگال غم، درد و عذاب رهایی یابد.
دیوانه در سلسله گر بوی تو یابد
دیوانه شود سلسله در هم گسلاند
هوش مصنوعی: اگر دیوانه در زنجیرهای خود بویی از تو را حس کند، به جنون خواهد افتاد و زنجیرهایش را خواهد شکست.
مشتاق پریشان که دلش پیش تو باشد
خواهد که کند صبر ولیکن نتواند
هوش مصنوعی: عاشقی که دلش همیشه پیش توست، میخواهد صبر کند اما نمیتواند.
آسان شود این مشکل و روشن شود این شب
کاحوال جهان جمله به یک حال نماند
هوش مصنوعی: این مشکل به راحتی حل خواهد شد و این شب تاریک روشن خواهد شد، طوری که وضعیت جهان همگی تغییر خواهد کرد و به یکسان نخواهد ماند.
مانند جلال آنکه به سختی بنهد دل
هم عاقبتش بخت به مقصود رساند
هوش مصنوعی: کسی که با عزت و شکوه دل را به زحمت بیندازد، در نهایت بختش او را به هدفش میرساند.