برگردان به زبان ساده
دل از هوای تو دشوار بر توانم داشت
چگونه خاطر ازین کار بر توانم داشت
هوش مصنوعی: دل من چگونه میتواند در هوای تو آرام بگیرد، وقتی که به خاطر این وضعیت نمیتوانم راحت فکر کنم؟
نه آنچنان ز شراب شبانه سرمستم
که راه کلبه خمّار بر توانم داشت
هوش مصنوعی: من به قدری از شراب شبانه مست نیستم که نتوانم به کلبهی میگسار بروم و مسیر آن را گم کنم.
بدین صفت که مرا دیده در تو حیران است
قدم ز پیش تو دشوار بر توانم داشت
هوش مصنوعی: اینطور که به نظر میرسد، من با دیدن تو دچار حیرت و شگفتی شدهام، از این رو نمیتوانم از جلو تو قدم بردارم.
مرا تنی ست چو کاهی و بار غم چون کوه
گمان مبر که من این بار بر توانم داشت
هوش مصنوعی: من جسمی دارم بسیار سبک مانند کاه، اما بار غم و مشکلاتم سنگینی همچون کوه دارد. پس تو نباید فکر کنی که من میتوانم این بار سنگین را تحمل کنم.
ز جان من رمقی تا به جاست می کوشم
مگر ز راه خود این خار بر توانم داشت
هوش مصنوعی: تا زمانی که در وجودم نیرو و انرژی باقی مانده است، میکوشم تا شاید بتوانم این مشکلات و موانع را از سر راه خود بردارم.
سرشک من نه چنان است کآستین یک دم
ز پیش دیده خونبار بر توانم داشت
هوش مصنوعی: اشک من آنقدر نیست که بتوانم حتی برای یک لحظه آستینم را جلو ببندم و آن را از چشمان پر از اشک پنهان کنم.
ازین هوس که مرا در سر است ظن مبرید
که من سر از قدم یار بر توانم داشت
هوش مصنوعی: من به خاطر آرزویی که در دل دارم، نباید تصور کنید که میتوانم از جای پای محبوبم فاصله بگیرم.
به ترک دین بکنم چون جلال اگر روزی
ز چین زلف تو زنّار بر توانم داشت
هوش مصنوعی: اگر روزی بتوانم به کمک موهای زیبا و برازندهات، خود را از دین و آئین جدا کنم، مانند جلال، این کار را انجام میدهم.